Select Page

آبی

نشانه ها:

 تهيه کننده: مرتضی شایسته

فیلمنامه نویسان: اصغر عبدالهی – حمید لبخنده

طراح صحنه: آتوسا قلم فرسایی

طراح لباس: اتوسا قلم فرسایی

چهره پرداز: رضا رادمنش – الهام صالحی

گروه صحنه و لباس: عارفه عباسی – اکبر عبدالحسین زاده – مهدی

قاسمعلی

کارگردان: حمید لبخنده

دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: انوشیروان حداد

گروه کارگردانی: ابراهیم شیبانی – پیام رضی

بازيگران:

هدیه تهرانی ………………………………………………………………………….. مهتاب

بهرام رادان ………………………………………………………………………….. ارسطو

حسن جوهرچی

آزیتا لاچینی

شیلا خداداد

اسماعیل شنگله

جمال اجلالی

بهناز محرر

پوراندخت مهیمن

مژگان ربانی

مهدی پاکدل

آهنگساز: کارن همایونفر

فیلمبردار: حسن پویا

دستیار فیلمبردار: جلال عالیفکر

گروه فیلمبرداری: ابراهیم عزت خواه – مهرداد سلیم خانی – اکبر رشیدی – حامد محمدزاده

نمابرداری تیتراژ و تروکاژ: اسدالله مجیدی

صدابردار: ساسان باقرپور

دستیار صدابردار: بابک اخوان

صداگذاری و ترکیب صداها: فرهاد ارجمندی

تدوین کننده تصویر و صدا: محمد رضا موئینی

دستیار تدوین کننده: منصوره شهبازی

مدت: 90 دقیقه

زمان ساخت: 1379 هجری خورشیدی / 2000 میلادی

پخش از: هدایت فیلم

ساخت کشور: ايران

چکیده ی داستان:

نمایی از فیلم

مهتاب که از ازدواج مجدد پدرش دلخور و عصبی است، در خیابان اتومبیل پسر جوانی به نام ارسطو را طی

تصادفی خودخواسته خراب می کند. ارسطو به قصد انتقام، اتومبیل مهتاب را می دزدد و اتومبیل توسط

برادر و دوست ارسطو اوراق می شود. مهتاب به قصد گرفتن انتقامی جدی نزد والدین ارسطو می رود و به

دروغ ادعا می کند، پسرشان او را اغفال کرده است. ارسطو به زور پدر و مادرش مجبور می شود با مهتاب

ازدواج کند و مهتاب در منزل او اقامت می گزیند. ارسطو متوجه ناراحتی روحی و عصبی مهتاب می شود

و تلاش می کند تا موقعیت او را درک کند. مهتاب پس از آنکه پدرش از همسر دوم خود جدا می شود، با

او آشتی می کند و سپس به دیدار ارسطو می رود تا زندگی جدیدی را با همسرش آغاز کند.

بررسی ها:

نمایی از پشت صحنه

فیلم آبی از ساخت بسیار ضعیفی برخوردار است. هرچند که به نظر می رسد، فیلمنامه در آغاز، جا برای کار

بیشتر داشته است: رابطه ویرانگر یک دختر خودآزار  و عقده ای با یک پسر معصوم و از همه جا بی خبر

در میان فیلم های این چند ساله سینمای ایران چیز تازه ای بود. بخصوص که هدیه تهرانی و بهرام رادان

هم برای ایفای این دو نقش خوب انتخاب شده بودند. اما رابطه نچسب جوهرچی و همسر باردارش و

همچنین بعضی از خلأ های غیرمنطقی داستان فیلم، مشکلاتی اساسی برای آن ایجاد کرده اند. از جمله

این که پسر فقط به این خاطر که پدرش به او فرصت نمی دهد، دهانش را باز کند و حرفش را بزند، به

شکلی اجباری به عقد دختر در می آید.

از این ها گذشته، نیمه دوم فیلم و بخصوص بخش نهایی آن بسیار بد از کار در آمده، همان قسمتی که

دختر قرار است با پدرش ارتباط برقرار کند و تطهیر شود و از طرف دیگر پسر نیز عشق او را بپذیرد

و زندگی خوشی را با هم آغاز کنند. مثلاً سکانس نخست فیلم را که دختر با ماشین خودش پیکان پسر

را داغان می کند، مقایسه کنید با صحنه آخر که به عشق پسر در خیابان ها می دود تا به کنسرتی

برسد که در آن جوان بی گناه با فلوت دارد نغمه عشق را می نوازد!

شاید هم همه این سوء تفاهم ها در فیلمی که قرار است زندگی یک دختر عقده ای را روایت کند،

به اسم آن بر می گردد. به این که آبی، اصلاً رنگ عشق و آرامش و از این حرف هاست و به

نظر می رسد داستان چنین زنی و چنین رابطه ای، در میان چنین تعبیرهایی، حیف می شود.

یکی از غریب ترین زوج های درجه دوم سال های اخیر سینمای ایران را هم می توانید در این

فیلم ببینید. شیلا خداداد و حسن جوهرچی، زن و شوهر مثبتی هستند که ارسطو قهرمان داستان،

گاه گداری سری به آنها می زند تا برایشان درد دل کند و از بد شانسی هایش و نیز آزار و اذیت

مهتاب بگوید. در خانه این زوج، یک اتفاق عجیب هم می افتد که وسط تمام اتفاق های جدی

داستان، نه تنها تماشاگران را، بلکه خودش را هم غافلگیر می کند. در این صحنه ارسطو که

دیگر بدجوری جانش به لب رسیده، همانطور که حسن جوهرچی (در یک نقض فوق مثبت) دارد

نصیحتش می کندو لبخند می زند، ناگهان روی ایوان می رود و خودش را از ساختمان به پایین

پرت می کند. کاملاً طبیعی است که هیچ اتفاق بدی بعد از این لحظه نهیلیستی در انتظار هیچ کس

نیست و نتیجه این پرتاب برای بهرام رادان، افتادن توی انبوه زباله هایی است که درست زیر

محل پرش او با دقت خاصی چیده شده است. خوشبختانه چنین زوج بی ربطی دیگر در فیلم های

این سال ها تکرار نشد، حداقل با این بازیگرها.

فیلم زمینه ها و بازتاب های عقده دختر فیلم را نسبتاً خوب تصویر می کند، از جمله تمایل

بیمارگونه اش را برای آزار پسرها در خیابان که منجر به آشنایی با ارسطو می شود. اما

نکته اینجاست که این زمینه چینی به سرعت و بدون نمایش مسیر تغییر و تحول و احیاناً

درمان این مشکل جایش را به عشق و محبتی می دهد که اصلاً در طول فیلم برایش نشانه های

مناسبی گنجانده نشده است. این موضوع بزرگترین مشکل فیلم است و لطمه ای به آن زده که

کلیتش را از رمق و ارزش انداخته است.

دانستنی ها:

 

1 – فیلم آبی در بخش مسابقه نوزدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش در آمد که با تمسخر

منتقدها روبرو شد.

2 – هر چند که فیلم آبی را از امیدهای فروش سال 1380 بشمار آوردند. با اینحال در این سال به نمایش

در نیامد و یکی از دلیل های چنین تأخیری احتمالاً مشکل دار بودن آن در وزارت ارشاد بود.

3 – وقتی فیلم آبی در سال 1381 با مختصری جرح و تعدیل به نمایش در آمد، با اینکه نسبت به دیگر

فیلم های نوجوانی (تین ایجری) همردیف خودش بیشتر فروش رفت، اما به هیچوجه انتظاری را که از

توفیق آن می رفت، محقق نشد.

4 – فروش فیلم 1857076100 ریال بوده است.

5 – تاریخ نمایش از 5 خرداد در سینماهای  زیر بوده است:

آسمان آبی، اروپا، المپیا، بهمن (2)، پارس، پیوند، تهران (2)، جمهوری، جوان، جی، سارا، ستاره، شاهد،

شیرین، صحرا،عصر جدید، عصر جدید (2)، فردوسی، قدس، کانون، ملت

 

برگرفته از:

 

ماهنامه: فیلم – ضمیمه شماره 312 – بهمن 1382 هجری شمسی