Select Page

آب از سر گذشته

(نامهربون)

:متن ترانه

 نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته

رسوای شهرم، نمی خواهی بدونی، که آب از سر گذشته


عشقم نمی میره، سامون نمی گیره

رسوای شهرم، نمی خواهی بدونی، که آب از سر گذشته

نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته

 

امشب دل من، از غم گرفته، لبریز درده، ماتم گرفته

عشق من رو رد می کنی، با من چرا بد می کنی؟

من با تو قهرم، بیا، رسوای شهرم، که آب از سر گذشته!

نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته


امشب دل من از غم گرفته، لبریز درده، ماتم گرفته

عشق من رو رد می کنی، با من چرا بد می کنی؟

من با تو قهرم، بیا، رسوای شهرم، که آب از سر گذشته!

رسوای شهرم، نمی خواهی بدونی، که آب از سر گذشته

……….

نشانه ها:

ترانه سرا: تورج نگهبان

ترانه خوان: الهه / بهار غلامحسینی

آهنگساز: محمد حیدری

 

زمینه نوشته پیوسته: