Select Page

آب و آتش

 نشانه ها:

 

تهیه کننده: محمد رضا تختکیشان

فیلمنامه نویس: فریدون جیرانی

کارگردان: فریدون جیرانی

بازیگران:

پرویز پرستویی …………………………………………………. علی مشرقی

لیلا حاتمی ……………………………………………………………. مریم

آتیلا پسیانی …………………………………………………………… مجید

بهناز جعفری …………………………………………………………. سیما

فریماه فرجامی ……………………………………………….. سیمین درخشان

عبدالله اسفندیاری …………………………………………….. (قاضی دادگاه)

فرشید ابراهیمیان ………………………………………………………. حامد

مهدی شیخی ……………………………………………… (سرباز دادگستری)

آهنگساز: پیمان یزدانیان

فیلمبردار: محمود کلاری

روش فیلمبرداری: رنگی

روش صدا برداری: مونو

مدت فیلم: 89 دقیقه

زمان ساخت: 1379 هجری شمسی / 2000 ميلادی

ساخت کشور: ايران

 

چکیده ی داستان:

علی مشرقی، نويسنده، پس از جر و بحثی شديد با همسرش مهرانگيز، شبانه از خانه

خارج می شود و با اتومبيلش بی هدف در خيابان ها پرسه می زند و اتفاقی با زنی

خيابانی به نام مريم شكوهی آشنا می شود و برای حمايت از مردانی كه به دنبالش

هستند. او را همراهی می كند. مريم او را به آپارتمانش می برد و دفتر شعرهايش را به

او نشان می دهد. علی با ورود مردی به نام مجيد شهلا، صاحب يك بوتيك كه خود را

مالك مريم می داند، پنهان می شود و صبح روز بعد در بازگشت به خانه با جسد

همسرش روبه رو می شود كه به شكل مرموزی به قتل رسيده است. همه شواهد دال

بر قتل زن توسط اوست، اما علی به قاضی می گويد كه در شب حادثه در خانه زنی به

سر برده بود. قاضی به او مهلت می دهد تا آن زن را به عنوان شاهد به دادگاه بياورد.

وقتی علی برای گفتن ماجرای قتل همسرش و لزوم حضور مريم در دادگاه به آپارتمان

او می رود با مجيد روبه رو می شود. مريم در حضور مجيد، آشنايی با علی را انكار

مي كند، اما در ملاقاتی ديگر با علی به او می گويد به رغم تمايلش برای كمك به او

به اين دليل كه شناسنامه اش دست مجيد است، قادر به ادای شهادت در دادگاه نيست.

هر چه زمان می گذرد، احساس درماندگی علی بيش تر می شود. حالا ديگر تنها چيزی

كه برای او اهميت دارد، شناخت مريم است. علی مدتی بعد درمی يابد مريم فرزندی به

نام بهار از مجيد دارد و دوست صميمی اش سيما، كه مدت ها قبل نيمی از صورتش

سوخته، از اين بچه نگه داری می كند. علی با سيمين درخشان ـ مادر مريم ـ نيز

ملاقات می كند و مريم كه آن روز برای سركشی و دادن داروهای مادرش به خانه او

آمده از ديدن علی در آن جا ناراحت می شود و در تلاش برای فرار از علی تصادف

می كند. علی او را در اتومبيل خود می گذارد و می خواهد به بيمارستان برساند، اما

مريم مخالفت می كند. از طرفی، مجيد در پی مريم به آپارتمان سيما می رود و با كتك

از او می خواهد به مريم تلفن كند و او را به بهانه  خودكشی كردنش، به آپارتمان

بكشاند. وقتی مريم و علی سراسيمه به آپارتمان سيما می آيند، با مجيد روبه رو

می شوند. به درخواست مجيد، علی بيرون از آپارتمان منتظر می ماند و لحظاتی بعد،

مريم زير مشت و لگدهاي مجيد جان مي سپارد. علي كه خاطراتش را بازگو می كند،

می گويد كه پس از حادثه مرگ مريم، قاتل همسرش نيز كه يك سارق جواهرات بوده

پيدا می شود و حالا بهار كوچك برای او ياد مادرش را زنده می كند.

 

بررسی: