Select Page

آتش به جان شمع فتد

متن ترانه:

 

اول بنا نبود، بسوزند عاشقان

آتش به جان شمع فتد، که این بنا نهاد

 

منم آن شمعی که به خلوت، همه شب گهر افشانم، محروم از صحبت پروانه، سوزان در آتش هجرانم

گاهی در گوشه ی میخانه، گاهی در کلبه ی ویرانم

 

گریَم و خیزد در دل شب، شعله ز طبع سرکش من، سوزم و ترسم شعله زنان، بر همه عالم آتش من

چه بوَد گنهم، خدای من، که جهان طلبد فنای من؟

ناله شد در جهان، پیشه ی عاشقان

ناله شد در جهان، پیشه ی عاشقان

 

شمعم کز آتش هجران سوزم، با دیده ی گریان سوزم، به جهان شدم افسانه

 

بزمی با زهره و پروین دارم، صد قصه ی شیرین دارم، برو ای دل دیوانه!

ناله شد در جهان، پیشه ی عاشقان

ناله شد در جهان، پیشه ی عاشقان

 

منم آن شمعی که به خلوت، همه شب گهر افشانم، محروم از صحبت پروانه، سوزان در آتش هجرانم

گاهی در گوشه ی میخانه، گاهی در کلبه ی ویرانم

 

نشانه ها:

 

ترانه سرا: کریم فکور

ترانه خوان: الهه / بهار غلامحسینی

ترانه ساز: جواد لشکری

دستگاه: بیات اصفهان