Select Page

آتش خاموش

متن ترانه:

آتشم، آتشم، آتشی سرد و خاموش، چون شراری بی آذر

همچو یادی فراموش، چون امید بی ثمر

 

آتشم، آتشم، آتشی سرد و خاموش، چون شراری بی آذر

همچو یادی فراموش، چون امید بی ثمر

 

خیالت بسوزد، سراپایم، به جز تو نباشد، تمنایم

مسوزان دلم را، که خانه ی توست، به هر تار و پودش، نشانه ی توست

نیاری به لب، گرچه نام مرا، به لب ها هنوزم، از نام توست

 

بی تو همچون سبوی شکسته، دل ز هر آرزویی گسسته

همچو ویرانه ای سرد و خاموش، گرده با تو قلبم نشسته

کی رَود خیال تو، عشق بی زوال تو، از سرم بیرون

ای دلم ز دست تو، کرده چشم مست تو، ساغرم پُرخون

 

خیالت بسوزد، سراپایم، به جز تو نباشد، تمنایم توست

نیاری به لب، گرچه نام مرا، به لب ها هنوزم، از نام توست

 

بی تو همچون سبوی شکسته، دل ز هر آرزویی گسسته

همچو ویرانه ای سرد و خاموش، گرده با تو قلبم نشسته

کی رَود خیال تو، عشق بی زوال تو، از سرم بیرون

ای دلم ز دست تو، کرده چشم مست تو، ساغرم پُرخون

 

 نشانه ها:

 

ترانه خوان: افخم مهاجر