Select Page

آتش دل

متن ترانه:

 

در دل آتش غم رُخت تا که خانه کرد، دیده سیل خون، به دامنم بس روانه کرد

آفتاب عمر من فرو رفت و ماهم از افق چرا سر برون نکرد؟


هیچ صبحدم نشد فلک، چون شفق ز خون، دل مرا لاله گون نکرد


 ز روی خود ای گل، پرده برگشا!

به ماه رویت سوگند، که دل به مهرت پابند، به طرّه ات جان پیوند

لب تو با یک لبخند، به جانم آتش افکند، چو هجر رویت یک چند

بیا نگارا، جمال خود بنما! ز رنگ و بویت، خجل نما گل را!

رو در طرف چمن، بین بنشسته چو من، دلخون بس، ز غم یاری غنچه دهن!

گل درخشنده، لاله تابنده، غنچه در خنده، بلبل نعره زنان

چون گل یک چندی، بگشا لبخندی! تا کی دلسنگی، برخود آه و فغان؟

ز جور مهرویان، ِشکوه گر سازی، ز گردش گردون، شکوه آغازی

دور از آه و دود، نغمه پردازی، همچون سالک، نغمه جان بازی

نشانه ها:

 

ترانه سرا: حسن صدر سالک

ترانه خوان: پروین زهرایی منفرد

ترانه ساز: عبدالحسین برازنده

دستگاه: ابو عطا

دانستنی:

 

این ترانه در برنامه گل های رنگارنگ – شماره 3737 – رادیو اجرا گردیده است.

زمینه نوشته پیوسته: