Select Page

آخرین چهارشنبه

متن ترانه:

 شب چهارشنبه سوری، شب قاشق زنی بود، جنگ نور و ظلمات، آخ، چقدر دیدنی بود

شب فال گوش ایستادن، پشت بغض پنجره، شب داغ حادثه، شب صد تا خاطره

شب میلاد بلور، روی بته های نور، شب نیت، شب نذر، شب گریه های شوم

همه جفتها پیش هم، حرفهاشون ریگ تنور، سایه هاشون پر حرف، سایه من سوت و کور

روی دلتنگی شب، ضیافت ستاره بود، من یکی، تنهاترین، ستاره آخر سال

خسته بودم مثل شب، اما توی فکر یه سفر، خواب یک پرنده می دیدم و، خواب دو تا بال


با صدایی مثل نی، کسی پشت در می خوند، مثل گرگر تنور، سرتا پام رو می سوزوند

کسی مثل معجزه، از هوا اومده بود، هر کی بود با بته ها، من رو آتیش زده بود

توی کوچه، ضیافته، توی دلم، بغض عزا، روی شب، تور سپید، روی سرم، تور سیاه

یک نفر آخر سال، واسه من، قاشق می زد، با همین بهانه ها، به سراغم می اومد

دوباره چهارشنبه شب، باز شب فالگوش ایستادن، مثل هر سال پیش من، جای عزیزش خالی بود

کسی که حادثه ای، قشنگ و دوست داشتنی بود، آتیش چهارشنبه شب بود، بارون خشکسالی بود

کسی که صاحب نور، صاحب حادثه بود، صاحب رنگ غروب،صاحب هر صبح زود

حالا باز صدا می آد، کسی قاشق می زنه، چادر رو سر می کنم، این دیگه سهم منه

نشانه ها:

ترانه سرا: شهیار قنبری

ترانه خوان: لیلا فروهر

ترانه ساز: واروژان / واروژ خاخباندیان

زمان اجرا: 1355 هجری خورشیدی

پخش از: استریو دیسکو / دیسکو 10