Select Page

آخه، آدم غمش رو به کی بگه؟

 متن ترانه:

 

ای خدایی که توی دنیا، هرچی که می شه می دونی!

گوش به ناله هام نمی دی، ای که می گن مهربونی

آخه، آدم غمش رو به کی بگه؟ قصه ی ماتمش رو به کی بگه؟

آخه، آدم غمش رو به کی بگه؟ قصه ی ماتمش رو به کی بگه؟

 

توی این شهر قدیمی، همه چشمها بی فروغه، همه سرها توی سینه، همه عشقهاشون دروغه

توی این شهر قدیمی، همه چشمها بی فروغه، همه سرها توی سینه، همه عشقهاشون دروغه

آخه، آدم غمش رو به کی بگه؟ قصه ی ماتمش رو به کی بگه؟

آخه، آدم غمش رو به کی بگه؟ قصه ی ماتمش رو به کی بگه؟

 

ای دل ماتم گرفته، سر بذار آروم توی سینه! درد و رنج و، آه و زاری، آخر عشقت همینه

ای دل ماتم گرفته، سر بذار آروم توی سینه! درد و رنج و، آه و زاری، آخر عشقت همینه

آخه، آدم غمش رو به کی بگه؟ قصه ی ماتمش رو به کی بگه؟

آخه، آدم غمش رو به کی بگه؟ قصه ی ماتمش رو به کی بگه؟

نشانه ها:

 

ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی

ترانه خوان: ضیاء اتابای

ترانه ساز: حسن لشکری

پخش از: شباهنگ

اجرا در برنامه ی رنگارنگ تلویزیون ملی ایران