Select Page

آسمون جُل

نشانه ها:

تهیه کنندگان: عباس همایون – نصرت الله وحدت – بهنام کشاورزی

فيلمنامه نويس: نصرت الله وحدت

کارگردان: نصرت الله وحدت

:بازيگران

نصرت الله وحدت

فخری خوروش

ژاله کریمی

احمد قدکچیان

گرشا رئوفی

شهرزاد / شمسی فضل الهی

محمد متوسلانی

پوران / فرحدخت عباسی طالقانی

ویگن دردریان

ترانه خوانان: پوران / فرحدخت عباسی طالقانی – ویگن دردریان

فيلمبردار: محمود نوذری

طريقه فيلمبرداری: سیاه و سفید

مدت:  90 دقیقه

زمان ساخت: 1338 هجری خورشیدی

پخش از: کاروان فیلم

ساخت کشور: ایران

چکیده ی داستان:

نمایی از فیلم

جوان باهوش ولی بی پولی در جريان يك ماجرا كارش به مستخدمی در يك خانه می كشد. او در آن جا با دختر

خانواده روابطی عاشقانه پيدا می كند. تا اينكه جوان شارلاتانی رقيب او می شود. جوان با طرح نقشه ای دقيق

ماهيت او را فاش كرده و خود با دختر محبوبش ازدواج می كند.

بررسی ها:

نصرت الله وحدت طی شش سال فعالیت به عنوان بازیگر و مشارکت در تنظیم فیلمنامه و تهیه ی فیلم، سرانجام

این جرأت را یافت که مستقلاً به کار بپردازد. آسمون جُل به عنوان نخستین تجربه ی او در فیلمسازی، در برابر

آنچه آن  روزها تولید می شد، متمایز می شود. هر چند بیشترین دلیل تمایز فیلم را نفاست، ظرافت و دقت

محمود نوذری در انجام امور فنی فیلم سبب شده است.

صرفنظر از تکنیک شاخص آسمون جُل، وحدت مضمونی را انتخاب کرد که امکان طرح انتقادهای اجتماعی و

اخلاقی توأم با هزل و طنز را فراهم آورد. به طوری که در کارهای بعدی او نیز این دقت در انتخاب مشاهده

می شود. اساس کار برای وحدت عامل های شمرده شده بودند، نه دوربین، تصویر، صدا و موسیقی که جهت

او تنها وسیله محسوب می شدند.

آسمون جل نخستین تجربه ی مستقل وحدت با استقبال عام و خاص روبرو شد که نقدهای مساعدی نیز از

منتقدان و  صاحبنظران به دست آورد. از جمله بهرام ری پور نوشت:

مضمون فیلم آسمون جل مثل همه ی فیلم های فارسی، یک سرگذشت ساختگی با حوادث نامعقول و باور

نکردنی است. با این حال این امر در ما حال تهوع و پس زدگی ایجاد نمی کند. زیرا از ابتدا خودمان را

برای مشاهده ی یک فیلم کمدی بدون ادعا حاضر کرده ایم. یک ربع اول فیلم تماشاگران را به شدت جلب

می کند، حوادث جالب و بدون وقفه است،   اما بعد داستان یکدستی و روانی خود را از دست می دهد.

فیلم در یک زمینه ی واحد جلو نمی رود، به عبارتی ریتم یگانه و مشخصی دنبال نمی شود. صحنه های

متعدد با یکدیگر مخلوط شده و انسان در تشخیص سبک و مفهوم اصلی فیلم نیز به کلی اظهار عجز

می کند. یکی دو سکانس در فیلم از قبیل صحنه ی تعمیر اتومبیل، و شست و شوی اتومبیل، آسمون جل

را تا حد سایر کمدی های سینمای فارسی پایین می آورد.

نکته ای که از هر جهت قابل تحسین و تأکید می باشد، فیلمبراری و دکوپاژ نسبتاً بی نقص، روان و معتدل

محمود نوذری است. در واقع آسمون جل اثر ذوق و نیروی خلاقه ی این جوان محسوب می گردد. نوذری

با همکاری وحدت فیلمی ساخته که انسان با اعصاب آرام و آرامش خاطر به تماشای آن می پردازد. با این

حال تذکر یکی دو نکته باعث آن نخواهد شد که این دوست عزیز برخلاف سایرین از ما رنجشی به دل بگیرد.

صحنه ها از نظر نور یک رنگ نیست، در یکی دو صحنه ی دیگر نیز سوژه از خارج است…

نوذری نهایت ذوق خود را در دکوپاژ صحنه ی داخل اتاق هتل … نشان می دهد. در ضمن، گفت و گوی این

فیلم بدون آنکه مسائل انتقادی را به صورت شعار، و نطق و خطابه بیان دارد، تا حدی در استعاره ها و

لطیفه های شیرین و دلنشین به تماشاچی منتقل می کند. دکورهای فیلم نیز با صرف وقت و دقت فراوان تهیه

شده و این امر نیز نشانه ی علاقمندی تهیه کنندگان و دکوراتور/ طراح دکور در کار خود می باشد.

نکته قابل تذکر اینکه صدابرداری این فیلم تا حدی دارای نواقصی می باشد که در بسیاری از صحنه ها

خصوصاً ضمن اجرای آهنگ ها به شدت محسوس است.

آسمون جل را می توان یکی از بهترین فیلم های فارسی چند سال اخیر محسوب داشت، همان طور که گذشت

این فیلم و همه ی جنبه های مثبت آن در واقع به محمود نوذری تعلق دارد و ما امید فراوان داریم که این

جوان با مطالعه ی بیشتر و با آزادی عمل فراوان در آینده آثار پُرارزشی را به وجود آورد.

هژیر داریوش که در پاریس – دانشکده ایدک – به تحصیل رشته ی کارگردانی اشتغال داشت، 9 ماه پس از

نمایش نخست فیلم، به هنگام استفاده از تعطیلاتش در تهران و نمایش مجدد آسمون جل در سینما خورشید،

آن را می بیند و در مقاله ای تحت عنوان یادداشت های تهران ضمن رد نظرات بهرام ری پور فیلم را نیز

بی ارزش می خواند:

انتقاد یکی از این دوستان، بهرام ری پور، در خصوص فیلمی موسوم به آسمون جُل در مجله ی ستاره سینما

به دستم رسید.

خواندم و دیدم که دوست من این فیلم را ستوده، ذوق شخصی را که دکوپاژ و فیلمبرداری و مونتاژ و

صدابرداری فیلم از او بود، قابل تحسین داشته، و خلاصه مشتی تعارف بار این فیلم کرده است. موقعی که به

تهران آمدم، حقیقتاً علاقمند بودم که این فیلم را ببینم و اگر ذوق و یا علمی درآن دیدم، با سازنده اش آشنا

شده و به او تبریک بگویم.

این فرصت هفته ی پیش دست داد – اما ای کاش به مشاهده ی این فیلم نمی رفتم و همچنان خوشبینانه،

به نظر دوست عزیزی که نویسنده ی انتقاد کذایی بوده، احترام می گذاشتم. و لااقل یک نفر را، جوانی را

موسوم به محمود نوذری، یکی از مایه های نجات این سینمای فارسی زبان می دانستم، اما چنین نشد.

– مشاهده ی این فیلم برای من جز دو ساعت رنج و ناراحتی، چیز دیگری نبود. افسوس خوردم بر حال

دوستی که دکوپاژ زیر تختخواب و روی تختخواب این فیلم را جالب دانسته و از خود پرسیدم که مگر این

دوست، تا کنون یک فیلم خوب سینما ندیده است؟ و افسوس خوردم بر حال آن جوانی که حتی قادر به

تنظیم یک نور ساده در داخل استودیو نیست، که پلانبندی هایش مملو از اغلاط فاحش است، که مونتاژش

ضعیف و ابتدایی است، که صدابرداری اش نا به جا و ناقص است، و بعد کسی پیدا می شود و با درج نظریات

بی اعتبارش در جراید این جوان را به اشتباه می اندازد، او را دچار غروری نا به جا می کند و بدین ترتیب

جلوی پیشرفت های احتمالی او را هم در این زمینه می گیرد.

حتی اگر تکنیک آقای محمود نوذری قابل تحسین می بود، آیا این مضمون بچگانه، این بازی های مسخره و

این قیافه های چمن در قیچی به خودی خود کفایت نمی کرد که منتقد عزیزمان بر این اثر منحوس خط بطلان

کشد و خوانندگان خود را به اشتباه نیندازد و بدین نحو به نوعی غیرمستقیم، به آنها خیانت نکند؟

این فیلم فارسی زبان، فقط و فقط یک مایه ی تسلّی بخش در خود دارد که اتفاقاً دوست منتقد ما، از قلم انداخته

بود و آن وجود فخری خوروش است – ما که به دنبال قیافه های جدید و قابل تحمل برای فیلم های سینمای

ایران  (که هنوز به وجود نیامده) هستیم، ما که هیچ نوع زیبایی در امثال ایرن و یا ژاله نمی یابیم، چهره ی

فخری خوروش را دوست داریم ولی در عین حال … از طرز بازی اش بدمان می آید …

در مباحثی که در این یک ماهه با علاقمندان به سینما در ایران داشته ام، به آنها گفته ام که یکی از

کوشش های مهم مدعیان ایجاد سینمای ایران یافتن چهره ای قابل تحمل، حتی بهتر از آن، چهره های

دوست داشتنی است. آنها باید در فیلم های خود نه فقط زیبایی چشم اندازهای میهنشان، بلکه همچنین

زیبایی های مردم و نژاد خود را نیز نشان دهند.

 

دانستنی ها:

فیلم آسمون جل از 21 دی 1338 در سینماهای ایران، دیانا و هما روی پرده رفت. نزدیک یک ماه

نمایشش ادامه یافت و بیش از سه میلیون و نهصد هزار ریال کارکرد داشت و در جدول فیلم های

پُرفروش سال، ردیف سوم را به خود اختصاص داد.