از خانه تا میخانه

متن ترانه:

 

ای زاهدان، ای صوفیان، ای ناصحان خوش زبان

ای زاهدان، ای صوفیان، ای ناصحان خوش زبان

دست کدامین از شما، بسته در میخانه ها؟ فکری کنید ای عارفان، این عاشق دیوانه را!

گر می ننوشم، غم در دل من، می جوشد امشب 

این یار دیرین، خون دلم را، می نوشد امشب

 

حیران شد از این آمد و شد، دروازه بان شهر هستی

دیوانه من از این هیاهو، دل چون نیارم رو به مستی

از پندت ای ناصح چه حاصل، دیوانه ی خلوت نشین را؟

از خانه تا میخانه هر شب، مستانه می سایم جبین را

آن رسم و راهت، این اشتباهت

 

عاشق نبودی، تا من بگویم، دیوانگی کن، آه، چون از تو ناید، دیوانه بازی، فرزانگی کن!

ساقی چو دید احوال من، من ماندم و شرمندگی، مَه در دل ابر سیه، کی می کند تابندگی؟

گر می ننوشم، غم در دل من، می جوشد امشب 

این یار دیرین، خون دلم را، می نوشد امشب

نشانه ها:

 

ترانه سرا: رحیم معینی کرمانشاهی

ترانه خوان: الهه / بهار غلامحسینی

ترانه ساز: منوچهر لشگری

 

 زمینه نوشته پیوسته: