Select Page

از شهر شما می روم

متن ترانه:

 

امشب یک گریه، امانم بده! فرصت حرفی، به زبانم بده! مژده ای از من، به کسانم بده!

چون سَحر آید، به خدا می روم، من دگر از شهر شما می روم

 

آمده بودم که به دلسادگی، زنده شوم با غم دلدادگی، پَر کشم اکنون، سوی آزادگی

هدهدم و، سوی صبا می روم، من دگر از شهر شما می روم

 

ای نفس خسته، مرا صدا کن! صدا کن! صدا کن!

زین قفس بسته، مرا رها کن! رها کن! رها کن!

غمزده ای، ای خدا، این همه تنها چرا!؟

بین ز کجا تا به کجا می روم، من دگر از شهر شما می روم

 

امشب یک گریه، امانم بده! فرصت حرفی، به زبانم بده! مژده ای از من، به کسانم بده!

چون سًحر آید، به خدا می روم، من دگر از شهر شما می روم

 

آمده بودم که به دلسادگی، زنده شوم با غم دلدادگی، پَر کشم اکنون، سوی آزادگی

هدهدم و، سوی صبا می روم، من دگر از شهر شما می روم

چون سَحر آید، به خدا می روم، من دگر از شهر شما می روم

 نشانه ها:

ترانه سرا: حسین معینی کرمانشاهی

ترانه خوان: علیرضا افتخاری

ترانه ساز: جواد لشگری

تنظیم کننده موسیقی: مهرداد پازوکی

آلبوم: خوش آمدی

زمان اجرا: 1380 هجری خورشیدی

پخش از: شرکت فرهنگی هنری آواز بیستون