Select Page

افسانه هستی

متن ترانه:

 

گذشت افسانه این عمر کوتاه، نشد کس از دل تنگ من آگاه

تو را همراه می دانستم افسوس، تو هم بودی رفیق نیمه راه

تا دیار نیستی راهی نمانده، در سرای سینه جز آهی نمانده، حاصلی از عمر کوتاهی نمانده

آآآآ    آآآآ    اوم م م    اوم م م

 

به دریای طوفانی زندگانی، شکسته چرا زورق مهربانی 

در این شهر سر تا به دامن خموشی، بیا مردم از دوری مهربانی

خدایا فراموشیم ده، لب بسته خاموشیم ده، چه حاصل ز هشیاری دل، تو مستی، تو مدهوشیم ده

 

خدایا چه می شد که دستی، ز من این محبت بگیرد، دل با همه مهربونم، در این سینه روزی بمیرد

خدایا فراموشیم ده، لب بسته خاموشیم ده، چه حاصل ز هشیاری دل، تو مستی تو مدهوشیم ده

خدایا فراموشیم ده، لب بسته خاموشیم ده، چه حاصل ز هشیاری دل، تو مستی، تو مدهوشیم ده

 

نشانه ها:

 

ترانه سرا: تورج نگهبان

ترانه خوان: ستار

ترانه ساز: لقمان ادهمی

پخش از: کاسپین

زمینه نوشته پیوسته: