Select Page

ای فتنه، کجایی؟

متن ترانه:


ای خدا، از آشیان مانده ام جدا، کو یار من؟ 
در دلش چرا یارب دگر ناله ی من اثر ندارد؟

 

این جهان یک دم نشد بر مراد من، هر شب ز دل، گویم این سخن

یارب، مگر این شب غم، سحر ندارد؟

 

دیگر چه کسی به جز خدا به داد ما برسد؟ در باده ی غم، به داد من، مگر خدا برسد

من مانده ز آشیان جدا، به این خوشم که دمی، همراه صبا پیام من به آشنا برسد

من عاشق دلشکسته ام، قید جهان زده ام، یارب، چه کنم؟ به دست خود شعله به جان زده ام

من عاشق دلشکسته ام، قید جهان زده ام، یارب، چه کنم؟ به دست خود شعله به جان زده ام

رفت از نظرم آن رؤیای طلایی، افتاده ام از پا، ای فتنه، کجایی؟

 

ای خدا، از آشیان مانده ام جدا، کو یار من؟ در دلش چرا یارب دگر ناله ی من اثر ندارد

 

این جهان یک دم نشد بر مراد من، هر شب ز دل، گویم این سخن

یارب، مگر این شب غم، سحر ندارد؟

نشانه ها:

ترانه سرا: کریم فکور

ترانه خوان: پوران / رحدخت عباسی طالقانی

ترانه ساز: پرویز یاحقی

دستگاه: سه گاه

پخش از: رویال