Select Page

ای کاروان

اجرای نخست:

متن ترانه:

 ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری

ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری

ای ساربان، کجا می روی!؟ لیلای من، چرا می بری؟

ای کاروان، کجا می روی!؟ لیلای من، چرا می بری؟

 

در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا

تا این جهان برجا بوَد، این عشق ما، بماند به جا

در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا

تا این جهان برجا بوَد، این عشق ما، بماند به جا

ای کاروان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟

ای ساربان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟

 

فنا نگیرد به دنیای فانی، شراره ی عشقی که شد آسمانی

به یاد یاری، خوشا آه و اشکی، سوز عشقی، خوشا زندگانی

همیشه خدایا، محبت دل ها، به قصه بماند، به نام دل ما

که لیلی و مجنون، فسانه شود، حکایت ما، جاودانه شود

که لیلی و مجنون، فسانه شود، حکایت ما، جاودانه شود

 

تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی

تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی

تو از عاشقی، تو از عاشقی، چه می دانی؟

 

ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری

ای کاروان، ای ساربان، لیلای من، کجا می بری!؟

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری

ای کاروان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟

ای ساربان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟

ای کاروان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟

نشانه ها:

ترانه سرایان: رحیم معینی کرمانشاهی

ترانه خوان: بامداد فلاحتی

آهنگساز: همایون خرّم

نوازنده:

تار ………………………………………………………… بهزاد خدارحمی

اجرای دوم:

متن ترانه:

 ای ساربان، ای کاروان، لیلای من، کجا می بری!؟

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری

ای ساربان، ای کاروان، لیلای من، کجا می بری!؟

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری

ای ساربان، کجا می روی!؟ لیلای من، چرا می بری؟

ای ساربان، کجا می روی!؟ لیلای من، چرا می بری؟

 

در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا

تا این جهان برپا بوَد، این عشق ما، بماند به جا

در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا

تا این جهان برپا بوَد، این عشق ما، بماند به جا

ای ساربان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟

ای ساربان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟

 

تمامی دینم به دنیای فانی، شراره ی عشقی که شد زندگانی

به یاد یاری، خوشا قطره اشکی، ز سوز عشقی، خوشا زندگانی

همیشه خدایا، محبت دل ها، به دل ها بماند، بسان دل ما

چو لیلی و مجنون، فسانه شود، حکایت ما، جاودانه شود

چو لیلی و مجنون، فسانه شود، حکایت ما، جاودانه شود

 

تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی

تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی

تو از عاشقی، چه می دانی؟

پس از تو نمونم برای خدا، تو مرگ دلم را ببین و برو!

پس از تو نمونم برای خدا، تو مرگ دلم را ببین و برو!

چو توفان سختی ز شاخه ی غم، گل هستی ام را بچین و برو!

که هستم من آن تک درختی، که در پای توفان نشسته

همه شاخه های وجودم، ز خشم طبیعت شکسته

 ای ساربان، ای کاروان، لیلای من، کجا می بری!؟

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری

ای ساربان، ای کاروان، لیلای من، کجا می بری!؟

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری

ای ساربان، کجا می روی!؟ لیلای من، چرا می بری؟

ای ساربان، کجا می روی!؟ لیلای من، چرا می بری؟

 

در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا

تا این جهان برپا بوَد، این عشق ما، بماند به جا

در بستن پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا

تا این جهان برپا بوَد، این عشق ما، بماند به جا

ای ساربان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟

ای ساربان، کجا می روی؟ لیلای من، چرا می بری؟

 

تمامی دینم به دنیای فانی، شراره ی عشقی که شد زندگانی

به یاد یاری، خوشا قطره اشکی، ز سوز عشقی، خوشا زندگانی

همیشه خدایا، محبت دل ها، به دل ها بماند، بسان دل ما

چو لیلی و مجنون، فسانه شود، حکایت ما، جاودانه شود

چو لیلی و مجنون، فسانه شود، حکایت ما، جاودانه شود

 

تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی

تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی

تو از عاشقی، چه می دانی؟

پس از تو نمونم، برای خدا، تو مرگ دلم را ببین و برو!

پس از تو نمونم، برای خدا، تو مرگ دلم را ببین و برو!

چو توفان سختی ز شاخه ی غم، گل هستی ام را بچین و برو!

که هستم من آن تک درختی، که در پای توفان نشسته

همه شاخه های وجودش، ز خشم طبیعت شکسته

نشانه ها:

ترانه سرایان: رحیم معینی کرمانشاهی – هما میرافشار

ترانه خوان: بامداد فلاحتی

آهنگساز: همایون خرّم