Select Page

باغ خشکیده

متن ترانه:

 

رفتی و دل دیوانه شد، با هر خوشی بیگانه شد، بی تو دگر این سوز غم، پایان ندارد

غم با دلم همخانه شد، کاشانه ام ویرانه شد، دردا که درد رفتنت، درمان ندارد

درمان ندارد

 

با این من ِمانده تا به ابد، در آرزویت، بگو چه کنم؟

چون مرغ دل در هوای تو گر، پر زد به سویت، بگو چه کنم؟

دانم در این کنج خانه دگر، شادی نگیرد سراغ مرا

کولاک بی رحم و سرد زمان، خشکانده چون جان باغ مرا

تو مرا مسپار، دل من، به دست توفان! به کجا بروی، ز برَم چنین شتابان؟

 

دردا کشیده چون غمت، آتش به جانم، بی تو چگونه سر کنم، دیگر ندانم!

باور ندارم چگونه ز دستت، ربوده خزان، نوبهار مرا

باور نداری که رفتن جانت، گرفته ز جانم، قرار مرا

 

دانم در این کنج خانه دگر، شادی نگیرد سراغ مرا

کولاک بی رحم و سرد زمان، خشکانده چون جان باغ مرا

تو مرا مسپار، دل من، به دست توفان! به کجا، به کجا، به کجا، چنین شتابان؟

نشانه ها:

 

ترانه سرا: ماندانا خضرایی

ترانه خوان: ماندانا خضرایی

ترانه ساز: بابک شهرکی

تنظیم کننده موسیقی: بابک شهرکی

زمان اجرا: 1396 هجری خورشیدی / 2017 میلادی