Select Page

جان سرگردان

متن ترانه:

 

دزدیده چون جان می روی، اندر میان جان من، سرو خرامان منی، ای رونق بُستان من

دزدیده چون جان می روی، اندر میان جان من، سرو خرامان منی، ای رونق بُستان من

چون می روی بی من مرو، ای جان جان، بی تن مرو!

وز چشم من بیرون مشو، ای شعله ی تابان من!

ای شعله ی بی تابان من!

 

ای دل مرو، دلخون من، در اشک چون جیحون من!

نشنیده ای شب تا سحر، آن ناله های زار من؟

 

یک لحظه داغم می کشی، یک دم به باغم می کشی

یک لحظه داغم می کشی، یک دم به باغم می کشی 

پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من 

از لطف تو چون جان شدم، وز خویشتن پنهان شدم

از لطف تو چون جان شدم، وز خویشتن پنهان شدم 

ای هست تو پنهان شده، در هستی پنهان من

در هستی پنهان من

 

هفت آسمان را بردرم، وز هفت دریا بگذرم

هفت آسمان را بردرم، وز هفت دریا بگذرم، چون دلبرانه بنگری، در جان سرگردان من

درجان سرگردان من  

در جان سرگردان من، در جان سرگردان من

 

نشانه ها:

 

ترانه سرا: جلال الدّین محمد بلخی / مولوی

ترانه خوانان: سالار عقیلی – گروه سور

ترانه ساز: جمشید صفرزاده

تنظیم کننده موسیقی: علیرضا دریایی

آلبوم: جان سرگردان

زمان اجرا: 1396 هجری خورشیدی / 2017 میلادی