Select Page

جان عاشق

متن ترانه:

 خدایا ببین، در به در از تو آهم، غریقی نشسته، به موج نگاهم!

ببین در دل شب، نشان از تو جویم، هوای تو دارم، سخن با تو گویم!

تو این جان عاشق به من دادی، دلی چون شقایق به من دادی

به یادت همه شب، دل من، خدایا، در این سینه خسته، چون نی بنالد!

نیستان جانم، به بانگ جرس ها، به خون خفته اکنون، که تا کی بنالد؟

خدایا من این، بار سنگین غم را، به عشق تو، بر دوش جان می گذارم!

من آن مرغ سرگشته، شب نمازم، که در باغ هستی، نوای تو دارم

تو این جان عاشق به من دادی، دلی چون شقایق به من دادی

 

به یادت همه شب، دل من، خدایا، در این سینه خسته، چون نی بنالد!

نیستان جانم، به بانگ جرس ها، به خون خفته اکنون، که تا کی بنالد؟

سحر خنده کرد و سپیده دمید، مرا رهنمون شد، به نور امید

تو این جان عاشق به من دادی، دلی چون شقایق به من دادی

 

خدایا ببین، در به در از تو آهم، غریقی نشسته، به موج نگاهم!

ببین در دل شب، نشان از تو جویم، هوای تو دارم، سخن با تو گویم!

تو این جان عاشق به من دادی، دلی چون شقایق به من دادی

تو این جان عاشق به من دادی، دلی چون شقایق به من دادی

تو این جان عاشق به من دادی، دلی چون شقایق به من دادی

نشانه ها:

ترانه سرا: مشفق کاشانی

ترانه خوان: بهرام حصیری

ترانه ساز: اسدالله ملک

آلبوم: جان عاشق

زمان اجرا: 1375 هجری خورشیدی

پخش از: سروش

اجرا در برنامه تا جمعه سیمای ج. ا. ایران  – 1396 هجری

خورشیدی