Select Page

حمومی

متن ترانه:

 

آی، یک حمومی سیت بسازُم، چهل ستون چهل پنجره

جانُم، چهل ستون چهل پنجره

کج کلاه خان توش نشینن با یراق و سلسله

جانُم، با یراق و سلسله

 

ای حمومی، ای حمومی، راه حمومت کجاست؟

جانُم، راه حمومت  کجاست؟

کیسه ی مخمل بدوزُم، سنگ پاشویت طلاست

جانم، سنگ پاشویت طلاست

دل می گه برو، برو! نه، پس بیا، بیا، بیا!

برو، برو، که خوب شناختمت! خوب شد، که دل نباختمت

 

آی، خانوم عروس، جانُم عروس، تو چرا آزرده ای؟

جانُم، تو چرا آزرده ای؟

سیتو آرُم  دو سه لیلی، با دست سازنده ای

جانُم، با دست سازنده ای

 

آی، آسمون پر ستاره، چشمک بازی می کنه

جانُم، چشمک بازی می کنه

دختر عمو، پسر عمو، نومزد بازی می کنه

جانُم، نومزد بازی می کنه

دل می گه برو، برو! نه، پس بیا، بیا، بیا!

برو، برو، که خوب شناختمت! خوب شد، که دل نباختمت

 

نشانه ها:

 

ترانه سرا: (فولکلور)

ترانه خوان: غزال / لیلی قوانلو

 

زمینه نوشته پیوسته: