Select Page

خرافه

Superstition

خرافه چیست؟

باوری را که علتی ماوراء طبیعی دلیل بر وقوع واقعیتی سبب واقعیتی دیگر می شود،

بدون آنکه یک جریان طبیعی بین آن دو واقعیت وجود داشته باشد، خرافه می نامند.

ازاین رو، آنها را باورهای بی بنیان می نامند.

  

باورهای بی بنیان چه هستند؟

در هندوستان مارافسای را همه کس به چشم می بیند. مارافسای، علی الرسم، مارها را

که بیشتر از نوع مار زنگی هستند، در کوزه یا سبدی می گذارد. هنگام مارافسایی، او

بر زمین  می نشیند و نی می زند. مارها آهسته آهسته از  کوزه و سبد بیرون می آیند

و غالباً سر خود را پس و پیش می گردانند. مردم  بر این باور هستند که مارافسای با

نوای نی ، مارها را جادو می کند و به نشاط می آورد و می رقصند. اما این باور با

مَثَل کر همچون مار جور در نمی  آید، زیرا اگر مارها کر باشند، نوای نی را

نمی شنوند تا جادو شوند و به نشاط آیند و برقصند.

دانشمندی بر آن شد تا روشن کند که حرکت های مارها به نوای نی است یا نه؟

دانشمند با مارهایی شبیه مارهای مارافسایان به آزمایش پرداخت. روی چشم های

مارهای  زنگی را با نوار چسب پوشاند. سپس نی زد. مارها اعتنا نکردند.

در شیپوری دمید؛ باز هم اعتنا نکردند. روشن شد که نوای نی مارها را از  کوزه

و سبد  بیرون نمی آورد تا شاد شوند و برقصند. پس علت چه بود؟

چون مارها چشم بسته نرقصیدند چنین گمان رفت که در رقص آنها، چشم  دخالت

دارد.

دانشمند پی برد که مارافسای، هنگام نی زدن دست و پا یا تنه خویش را به نظم حرکت

می دهد و مارها به حرکت های منظم وی می جنبند. دانشمند همچنین دریافت که

مارافسای مارها را به تکان کوزه و سبد از جایگاه خود بیرون می آورد. گاهی هم

مارافسای با دست  بر زمین می کوبد یا کناره های کوزه و سبد را تپانچه می زند تا

مارها بیرون آیند. از آنجا  که شش دانگ حواس تماشاگران جمع نی زدن مارافسای

است، متوجه کوبیدن و تپانچه ی  او نمی گردند.

به این ترتیب، این باور که نوای ساز موسیقی مار را جادو می کند، واهی است.

بسیاری از باورهای بی پر و پای دیگری نیز وجود دارند که پوچ بودن بعضی  از آنها

مسلّم شده است. بعضی دیگر را هم دانشمندان تا حدی که توانسته اند پژوهش کنند،

روشن کرده اند که هیچ اساس صحیح ندارند. مانند:

 

اینکه در باب هوا خرافه های بسیار است. کلاک موش (موش صحرایی)، شیر و بره،

دو قلم از این خرافه ها هستند.

معروف است که هر سال دوم ماه فوریه (سیزدهم یا چهاردهم بهمن ماه) کلاک موش از

سوراخ خود بیرون می آید تا وضع هوا را بسنجد. اگر هوا چنان ابری باشد که سایه

خود  را  نتواند ببیند، در می یابد که فصل بهار نزدیک است. اما اگر  هوا آفتابی باشد

و موش سایه خود را ببیند، چنین نتیجه می  گیرد که زمستان شش هفته دیگر دوام

دارد و بنابراین به سوراخ باز می گردد.

خرافه دیگر اینکه ماه مارس اگر با توفان آغاز گردد، با آرامی پایان می یابد و اگر

به  آرامی  بیاید، با توفان می رود.

پژوهش های اداره هواشناسی درستی این باورها را تأیید نمی کند.

بسیاری از قوم های بدوی که سخت محتاج به باران می گردند، به رقص باران مشغول

می شوند. دانشمندان اکنون در چگونگی فرود آمدن باران دانش های فراوان

اندوخته اند.  آنان می دانند که میان رقص و بارش باران، هیچ پیوستگی ای

موجود نیست.

میلیون ها مردم به چاه آب محتاج هستند و باور دارند که کسانی به وسیله ترکه فندق یا

هلو می توانند محل چاهی آب دار را بیابند و چنین کسانی را جادوگر آب می نامند. چنین

مردمی می پندارند جادوگر آب که ترکه به دست به راه می افتد، هر جا آب فراوان باشد،

ترکه، خود به خود به جانب آن جا، خم می شود. آزمایش دقیق نشان نمی دهد که بدین

راه بتوان محل آب را تشخیص داد.

 

در روزگارهای پیشین مردمان به جانورانی باور داشتند که اصلاً وجود نداشته اند. اسب

سپید بالدار یا اژدهای آتشبار را هیچکس ندیده است. امروز مردم به چنین  جانوران

باور  ندارند، اما باور به این که آوای نی مارها را جادو می کند، یکی از باورهای

بی پر و پایی است که به جانوران واقعی دارند.

دستمالی وزغ، دست را زگیل دار نمی کند یا آواز بلند کرم خاکی را از خاک  بیرون

نمی آورد.

مار حلقه ای وجود دارد اما در هنگام رفتن، خود را حلقه نمی کند. شترمرغ سر زیر

ریگ فرو نمی برد تا خود را از خطر برهاند.

هزاران سال مردم به آسمان نگریسته و تغییرات آن را مشاهده کرده اند و در این باب

دامنه خرافه ها را پهنایی بخشیده اند. مردم اندک اندک بر این باور  شدند که ستاره

دنباله دار  نشان بلا است. اکنون می دانیم که ستاره دنباله دار  همچون کره زمین به

گرد خورشید می گردد و به حسابی دقیق پدیدار و ناپدید می شود. قبول است که هنگام

پدیداری ستاره دنباله دار مصیبت هایی روی داده است. اما هیچ دلیل معقولی وجود

ندارد که ستاره دنباله دار مسبب مصیبت بوده است.

تعیین سرنوشت از گوی بلورین هم به همان بی پر و پایی طالع بینی یا تعیین سرنوشت

به رصد کردن ستاره ها است. هیچ یک از اسرار زندگی آتیه اشخاص در گوی بلورین

نهفته  نیست.

بسیار باورهای بی بنیان دیگر هم وجود دارند که نمونه هایی از خرافه ها  می باشند.