دو آشنا دو همراز

متن ترانه:

 

منم آن برکه ی غمگین، تویی آن چشمه ی نور 

چشم بد از دو تا چشمهای قشنگت باشه دور

تو گل لاله ی سرخی، که به هنگام سحَر، می زنه قطره ی شبنم، به سر تاج غروب

آغوشت، بهشت جاودانه، چشمانت، شکوه این ترانه

من با تو، یه کوه پُر غرورم، تا هستی، پُر از امید و شورم

 

تو بزرگی مثل خورشید، پُره از تو لحظه هام، تا توهستی، چرا من گوشه ای غمگین بنشینم

بر منِ خسته بتاب، با گل خورشید چشات! تا من از هستی چشمهات، گل خورشید بچینم

لب هایت، پرنده ی خوش آواز، دل دارد، سوی تو شوق پرواز

سهم من، اینه که با تو باشم، تا هستیم، دو آشنا دو همراز

 

منم آن برکه ی غمگین، تویی آن چشمه ی نور 

چشم بد از دو تا چشمهای قشنگت باشه دور

تو گل لاله ی سرخی، که به هنگام سحَر، می زنه قطره ی شبنم، به سر تاج غروب

آغوشت، بهشت جاودانه، چشمانت، شکوه این ترانه

من با تو، یه کوه پُر غرورم، تا هستی، پُر از امید و شورم

نشانه ها:

ترانه سرا: مسعود ایران نژاد

ترانه خوان: فریدون فرخزاد

تنظیم کننده آهنگ: محمد شمس

پخش از: زنگوله