Select Page

رسوای شهرم

متن ترانه:

نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته

رسوای شهرم، نمی خواهی بدونی، که آب از سر گذشته

عشقم نمی میره، سامون نمی گیره

عشقم نمی میره، سامون نمی گیره

آی، نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته

!رسوای شهرم، برو، من با تو قهرم، که آب از سر گذشته

 

امشب دل من، از غم گرفته، لبریز درده، ماتم گرفته

عشق من رو رد می کنی، با من چرا بد می کنی؟

نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته

!رسوای شهرم، برو، من با تو قهرم، که آب از سر گذشته

 

امشب دل من، از غم گرفته، لبریز درده، ماتم گرفته

عشق من رو رد می کنی، با من چرا بد می کنی؟

نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته

!رسوای شهرم، برو، من با تو قهرم، که آب از سر گذشته

 

عشقم نمی میره، سامون نمی گیره

عشقم نمی میره، سامون نمی گیره

آی، نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته

!رسوای شهرم، برو، من با تو قهرم، که آب از سر گذشته

……….

نشانه ها:

 

 ترانه سرا: تورج نگهبان

ترانه خوان: کورس سرهنگ زاده

ترانه ساز: محمد حیدری

زمینه نوشته پیوسته: