Select Page

رهایی

متن ترانه:

 

من، من نیَم و، اگر دمی من منمی، این عالم چو ذرّه، برهم زنمی

گر آن منمی، که دل ز من برکنده است، خود را چو درخت، از زمین برکنمی

من ذرّه بُدم، ز کوه بیشم کردی، پس مانده بُدم، از همه پیشم کردی

درمان دل خراب و، ریشم کردی، سر مستک و، دستک زن خویشم کردی

 

هرسنگ که بگرفتی، لعل و گهرش کردی، هر پشّه که پروردی، صد همچو هما کردی

آثار فلک ها را، اجزای زمین کردی، اجزای زمین ها را،  در لطف سما کردی

ای پرده ی در پرده، بنگر که چه ها کردی!؟ دل بردی و جان بردی، این جا چه رها کردی؟

خورشید جهانی تو، سلطان شهانی تو، بی هوشی جانی تو، گیرم که جفا کردی

 

خورشید جهانی تو، سلطان شهانی تو، بی هوشی جانی تو، گیرم که جفا کردی

من ذرّه بُدم، ز کوه بیشم کردی، پس مانده بُدم، از همه پیشم کردی

درمان دل خراب و، ریشم کردی، سر مستک و، دستک زن خویشم کردی

آ   آ   آ   آ   آ

نشانه ها:

 

ترانه سرا: جلال الدّین محمد بلخی / مولوی

ترانه خوان: کاووس کمالی

ترانه سازان: کاووس کمالی – امیر حسین جلیلی

تنظیم کننده موسیقی: کاوه وکیلی

زمان اجرا: 1395 هجری خورشیدی / 2016 میلادی