Select Page

روزهای ترانه و اندوه

متن ترانه:

روزهای بهانه و تشویش، روزگار ترانه و اندوه

روزهای بلند و بی فرجام، از فغان نگفته ها، انبوه

روزگار سکوت و تنهایی، پی هم اُنس خویشتن، گشتن

سالخوردن به کوچه های غریب، تیغ افسوس بر پَر آوردن

 

من از این خسته ام که می بینم، تیرگی هست و، شب چراغی نیست

پشت دیوارهای تو در تو، هیچ سبزینه ای ز باغی نیست

من از این خسته ام که می بینم، تیرگی هست و، شب چراغی نیست

پشت دیوارهای تو در تو، هیچ سبزینه ای ز باغی نیست

 

روزهای دروغ و صد رنگی، چو خالی ز دل سپردن ها 

روزگار پلید و دژخیمی، بر سر دار، یار بردن ها

روزگار هلاک بلبل ها، جغدها را به شاخه ها دیدن 

روزگاری که نیست دیگر هیچ، در کت مردها پلنگ دیدن

 

من از این خسته ام که می بینم، تیرگی هست و، شب چراغی نیست

پشت دیوارهای تو در تو، هیچ سبزینه ای ز باغی نیست

من از این خسته ام که می بینم، تیرگی هست و، شب چراغی نیست

پشت دیوارهای تو در تو، هیچ سبزینه ای ز باغی نیست

هیچ سبزینه ای ز باغی نیست، هیچ سبزینه ای ز باغی نیست 

هیچ سبزینه ای ز باغی نیست

 

 

نشانه ها:

ترانه سرا: فرامرز اصلانی

ترانه خوان: فرامرز اصلانی

ترانه ساز: فرامرز اصلانی

تنظیم کننده موسیقی ترانه: فرامرز اصلانی

آلبوم: روزهای ترانه و اندوه

زمان اجرا: 1378 هجری خورشیدی

پخش از: کلتکس