Select Page

روش علمی

The Scientific Method

روش علمی چیست؟

 

فرهاد در یک روز بارانی کرمی را در چاله آب دید. با خود گفت: دیروز در این چاله کرمی

نبود. اگر می بود، هنگامی که در این جا بازی می کردم، آن را می دیدم. پس باید بفهمم که

این کرم از کجا پیدا شده است.

1 – به این ترتیب، فرهاد نخستین گام روش علمی را که دانشمندان بر می دارند، برداشت:

مشاهده و طرح پرسش دانستنی / مسأله ی علمی.

فرهاد تنها چیزهایی که می دانست: آمدن باران، خاک زمین و وجود کرم بود.

2 – به این ترتیب، فرهاد دومین گام روش علمی را که دانشمندان با پژوهش / تحقیق

برمی دارند، برداشت: جمع آوری دانسته ها / اطلاعات.

فرهاد به همه راه هایی که ممکن بود کرم به چاله آمده باشد، فکر کرد. با خود گفت:

1 –  این کرم ممکن است همراه باران به این جا افتاده باشد

2 – شاید از آب باران پیدا شده باشد.

3 – شاید هم پس از باران از خاک بیرون آمده باشد.

3 – به این ترتیب، فرهاد با حدس هایی که برای پرسش خود زد، سومین گام روش علمی

را که دانشمندان بر می دارند، برداشت: بیان فرضیه.

فرهاد در حال فکر کردن بود و حدس هایی می زد که دو باره بارش باران شروع شد.

 

 

او چند ظرف را در جاهای مختلف باغچه گذاشت و با خود گفت: اگر کرم همراه باران به

زمین بیاید، پس از باران باید در بعضی از ظرف ها کرم پیدا شود.

فرهاد ظرف دیگری را هم از آب باران که در چاله ای جمع شده بود، پُر کرد و آن را به

اتاق برد  و با خود گفت: اگر کرم از آب باران تولید شود، پس از مدتی باید در این ظرف

هم کرم پیدا شود.

سپس مقداری خاک خشک در شیشه دهانه گشادی ریخت و کرم چاله را در میان آن خاک

گذاشت و با خود گفت: اگر با ریختن آب بر روی این خاک کرم بیرون آید، معلوم می شود

که کرم چاله بر اثر باران از خاک بیرون آمده است.

4 – به این ترتیب، فرهاد با آزمایش هایی که برای حدس های خود انجام داد، چهارمین

گام  روش علمی را که دانشمندان بر می دارند، برداشت: شماری از آزمایش ها و تجزیه

و تحلیل آنها.

پس از مدتی باران ایستاد. در همه ظرف ها آب جمع شده بود؛ ولی در هیچ یک کرمی نبود.

فرهاد با خود گفت: گمان نمی کنم که کرم همراه باران از آسمان آمده باشد.

در ظرف آب هم که در اتاق گذاشته بود، کرمی پیدا نشد. فرهاد با خود گفت: گمان نمی کنم

که کرم از آب باران تولید شود.

 

سپس فرهاد کمی آب بر روی خاک های شیشه دهانه گشاد ریخت. پس از مدتی کوتاه،

کرم در چاله کوچک بالای خاک پیدا شد. فرهاد با خود گفت: گمان می کنم که وقتی باران

می بارد، کرم ها از زیر خاک بیرون می آیند. اما مطمئن نبود. بنابراین، کار دیگری نیز

انجام داد که بسیار اهمیت داشت و آن تکرار آزمایش ها بود.

وقتی با تکرار آزمایش ها و تجزیه و تحلیل آنها به نتیجه یکسانی رسید، آنوقت پاسخ

درست برای پرسش خود پیدا کرده و بیان کرد.

5 – به این ترتیب، فرهاد با به دست آوردن پاسخ درست برای پرسش خود، پنجمین گام

روش علمی را که دانشمندان بر می دارند، برداشت: نتیجه گیری و بیان نظریه.

دانشمندان نیز برای یافتن جواب درست، یک بار نگاه کردن و یک بار آزمایش کردن را

کافی نمی دانند؛ بلکه آنان هر چیز را به دقت مشاهده می کنند و چند بار آزمایش

می کنند.

پس: روش اندیشیدن و کار کردن دانشمندان را روش علمی گویند.

 

آخرین مرحله روش علمی اهمیت بسیار دارد. وقتی که دانشمندی به چیزی پی می برد و به

صورت نظریه بیان می کند، معمولاً راه آزمایش ها و روش بررسی نتیجه های به دست

آمده را نیز بیان می کند تا دانشمندان دیگر بتوانند آزمایش های او را دیگر باره انجام

دهند و خود نیز به آزمایش های تازه ای دست بزنند و به چیزهای به دست آمده از کار

او، اطمینان بیشتر پیدا کنند.

آری، دانشمندان تا پی بردن به چیزی را مورد رسیدگی دقیق قرار ندهند،آن را نمی پذیرند.

دانشمندان همچنین به کاری که دانشمندان دیگر، برای یافتن پاسخ انجام داده اند، توجه

می کنند و اگر ببینند که پاسخ کسی بهتر از جواب خودشان است، آن را می پذیرند و از

جواب خود دست برمی دارند.

 

چگونه روش علمی پدید آمده است؟

 

نزدیک به 2300 سال پیش، متفکری نامدار به نام ارسطو در یونان زندگی می کرد. او

دیده بود که یک جسم سبک، مانند پَر، آهسته تر از یک جسم سنگین مانند سنگ، به

زمین می افتد و پس  از تفکر بسیار به این نتیجه رسیده بود که چیزهای سنگین 

همیشه تندتر از چیزهای سبک فرو می افتند. اما امروزه دانسته شده که این نظر

ارسطو درست نیست.

شاید به فکر هر کسی برسد که بهتر بود ارسطو برای پژوهش و تحقیق درستی یا

نادرستی نظر  خود، آن را آزمایش می کرد. ولی در آن روزگاران مردم به ندرت

به فکرهای خود جامه عمل می پوشاندند و برای یافتن علت هر رویداد یا پدیده ای،

تنها به فکر کردن می پرداختند.

بنابراین، ارسطو هم نظر خود را صحیح می پنداشت و مردم دیگر هم چون او را

متفکری بزرگ  می دانستند، نظر او را بدون شک و تردید پذیرفته بودند. نظر

ارسطو در این باره، تا 2000 سال بعد از وی مورد قبول همه بود.

در حدود 400 سال پیش، یک دانشمند ایتالیایی به نام گالیله، در باره نظر ارسطو شک

کرد. او هیچگاه نظری را تنها به دلیل آنکه آن را از کسی شنیده یا در جایی خوانده

است، نمی پذیرفت. طرز فکر کردن گالیله، اصولاً با طرز فکر کردن ارسطو فرق داشت.

گالیله تا درستی مطلبی را نمی آزمود، آن را نمی پذیرفت. بنابراین، برای پی بردن به

اینکه آیا واقعاً جسم های سنگین همیشه تندتر از جسم های سبک فرو می افتند،

تصمیم به آزمایش گرفت.

در شهر پیزا (ایتالیا)، که گالیله در آن زندگی می کرد، برج کجی وجود داشته است که

ارتفاع آن در حدود 55 متر می باشد. گالیله پیش خود فکر می کرد که اگر از بالای این

برج یک گلوله سبک و یک گلوله سنگین با هم در یک لحظه رها شوند، گلوله ها که

هر دو کوچک هستند، با یک سرعت فرو می افتند و با هم به زمین می رسند. ولی او

هنوز هم اطمینان نداشت که حقیقت  را کشف کرده است.

امروزه دانسته شده که اگر هوا از فروافتادن چیزها جلوگیری نکند، جسم سنگین و

جسم سبک، هر دو با یک سرعت فرو می افتند. پَر در هوا دیرتر از سنگ به زمین

می رسد، زیرا هوا بیشتر جلو افتادن پر را می گیرد تا جلو افتادن سنگ را.

گالیله آن چه را که دریافته بود برای مردم بیان کرد. اما هیچ کس حرف او را باور

نکرد. مردم  از اینکه گالیله نظر ارسطو را رد کرده است، به وی خندیدند.

سرانجام گالیله شماری را ترغیب کرد که آن آزمایش را انجام دهند. این عده حتی آن چه

را که با چشم خود دیدند، باور نکردند. با همه اینها، گالیله مأیوس نشد و بر آن شد که

درستی و نادرستی نظرهای قدیمی دیگر را نیز بیازماید.

امروزه گالیله مورد تحسین همگان است و او را یکی از بنیانگذاران دانش نوین

می نامند، زیرا به انسان ها یاد داد که باید روش اندیشه و کردار علمی داشته باشند.

 

زمینه نوشته پیوسته پیشین:

زمینه نوشته پیوسته پسین: