Select Page

زندگی

متن ترانه:

 

کاشکی می شد، که بخندم همیشه، چه کنم؟ دست خودم نیست، نمی شه

 

کاشکی می شد، که بخندم همیشه، چه کنم، دست خودم نیست، نمی شه؟

دیگه اون روزهای زیبا نمی آد، دیگه اون خنده به لب ها نمی آد

!زندگی، راستی، چه زود می گذره، آدم از فردای خود، بی خبره

!زندگی، راستی، چه زود می گذره، آدم از فردای خود، بی خبره

 

گاهی از مدرسه و، کیف و کتاب، گفتی برام، گاهی از شیطونی های بی حساب، گفتی برام

گاهی از مردم بی عاطفه، نالیدی واسم، گاهی از عاشقی و، رنج و عذاب، گفتی برام

!زندگی، راستی، چه زود می گذره، آدم از فردای خود، بی خبره

!زندگی، راستی، چه زود می گذره، آدم از فردای خود، بی خبره

 

کاشکی می شد، که بخندم همیشه

 

کاشکی می شد، که بخندم همیشه، چه کنم، دست خودم نیست، نمی شه؟

دیگه اون روزای زیبا نمی آد، دیگه اون خنده ها به لب ها نمی آد

!زندگی، راستی، چه زود می گذره، آدم از فردای خود، بی خبره

!زندگی، راستی، چه زود می گذره، آدم از فردای خود، بی خبره

 

گاهی از مدرسه و، کیف و کتاب، گفتی برام، گاهی از شیطونی های بی حساب، گفتی برام

گاهی از مردم بی عاطفه، نالیدی واسم، گاهی از عاشقی و، رنج و عذاب، گفتی برام

!زندگی، راستی، چه زود می گذره، آدم از فردای خود، بی خبره

!زندگی، راستی، چه زود می گذره، آدم از فردای خود، بی خبره

 

زندگی، راستی، چه زود می گذره! آدم از فردای خود، بی خبره

نشانه ها:

ترانه سرا: جهانبخش پازوکی

ترانه خوان: هلن ماتووسیان

ترانه ساز: علیرضا افکاری

تنظیم کننده موسیقی: علیرضا افکاری

آلبوم: فصل من

زمان اجرا: 1388 هجری خورشیدی / 2009 میلادی

زمینه نوشته پیوسته: