شوخی به یاد یول برینر

اولین بار

یول برینر تعریف می کرد، روزی که برای اولین بار سوار هواپیما می شد، کمربندش

را بست و در جای خودش نشست. مهماندار پس از لحظه ای به او مراجعه کرده و

پرسید: آقا امری ندارید؟

یول برینر جواب می دهد: نخیر خانم، عرضی نداشتم. فقط می خواستم بپرسم، ما چقدر

اوج گرفته ایم که آدم های زیر پامون مثل مورچه دیده می شن؟

مهماندر در حالی که می خندید، گفت: آقا شما اشتباه می کنید، اونها آدم نیستند، بلکه

.مورچه حقیقی هستند. چون ما هنوز حرکت نکرده ایم

یول برینر در سال 1344 هجری خورشیدی، همراه با شماری از بازیگران برای

بازی در بخش هایی از فیلم خشخاش هم گلی است – که در ایران با نام گل شیطان

.به نمایش درآمد – به ایران آمد

:ورود او به ایران دستمایه ای برای طنز سیاسی – اقتصادی شد. از آن جمله

 

 

دستمزد هنرپیشه ها

 

یول برینر، ریتا هیورث و چندین هنرپیشه خارجی دیگر برای تهیه ی فیلم

.گل شیطان به ایران آمدند

یول برینر می پرسد: توی مملکت شما به هنرپیشه ها چقدر پول می دهند؟

.مجید موسمی / مجید محسنی پاسخ می دهد: والله، این جا استثناء قائل نمی شن

!به خوب و بد از دم پنج هزار تومان

 

طالع کچل ها

 

یول برینر که قسمت اعظم درآمدش را مرهون کچلی اش می باشد، برای بازی

.در بخشی از یک فیلم به تهران می آید

.دو نفر ته کوچه دست دادن او را با امیر عباس هویدا می بینند

.یکی از دو نفر می گه: کاشکی ما هم کچل بودیم

!دومی می گه: کچل نشو، که هر کچلی طالع نداره

 

 

قهوه

یول برینر، هنرپیشه کله طاس هالیوود که برای اجرای نقشی در فیلم خشخاش هم

گلی است / گل شیطان به ایران آمده بود و در اصفهان بسر می برد، وارد کافه ای

شد و گارسون را صدا زد و گفت: لطفاً برای من یک فنجان قهوه بیاورید، ولی

یادتون نره که نه تلخ باشه نه شیرین، نه غلیظ باشه و نه رقیق، و بالاخره نه

.زیاد گرم باشه  و نه زیاد سرد

،گارسون که از اون کهنه اصفهانی ها بود و حوصله اش پاک سررفته بود

گفت: قربان، فنجان قهوه تان گلدار باشه یا بی گل؟

:زمینه نوشته پیوسته دیگر