Select Page

صد بار

متن ترانه:

من تا نگاهم بر روی تو افتاد، شب معجزه ای شد، که در چشم تو رخ داد

خورشید درخشید و، به دریای تو تابید، دریا صدایی شد، به آواز من افتاد

صد بار اگر افتادم، از پا ننشستم، صد شب غم آمد، ولی من نشکستم

من در پی شهر تو، صد بار دویدم، تو جایزه ای شد، که جهان داد به دستم

ای ماه فروزان و، ای خسرو خوبان

!آن شعله ی جان بردار، غم ها را بسوزان

!ای شادی جان من، ای دلبر و دلدار، فردا از آن ماست، تقدیر بگردان

ای چشمه ی جوشانم، ای باغ بهارم، جز بستن دل با تو، که من چاره ندارم

!همراز من و همسفرم باش، که با تو، همراه تو بر سایه ی شهر دل نسپارم

صد بار تو را دیدم، صد بار شنیدم، شیرین تر از این درد به عمرم نچشیدم

من با تو قراری است، کز آغاز نهادیم، تو عهد شکستی، ولی من نبریدم

ای ماه فروزان و، ای خسرو خوبان

!آن شعله ی جان بردار، غم ها را بسوزان

!ای شادی جان من، ای دلبر و دلدار، فردا از آن ماست، تقدیر بگردان

ای ماه فروزان و، ای خسرو خوبان

!آن شعله ی جان بردار، غم ها را بسوزان

!ای شادی جان من، ای دلبر و دلدار، فردا از آن ماست، تقدیر بگردان

 

نشانه ها:

 

ترانه سرا: امید نعمتی

ترانه خوان: امید نعمتی

آهنگسازان: گروه پالت

تنظیم کنندگان موسیقی ترانه: گروه پالت

زمان اجرا: 1396 هجری خورشیدی – 2017 میلادی