Select Page

فریاد عاشق

متن ترانه:

 

من که می دانم شبی، عمرم به پایان می رسد، نوبت خاموشی من، سهل و آسان می رسد

من که می دانم که تا، سرگرم بزم هستی ام، مرگ ویرانگر، چه بی رحم و شتابان می رسد

پس چرا، پس چرا عاشق نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم؟

 

من که می دانم به دنیا، اعتباری نیست نیست، بین مرگ و آدمی، قول و قراری نیست نیست

من که می دانم اجل، ناخوانده و بیدادگر، سرزده می آید و، راه فراری نیست نیست

پس چرا، پس چرا عاشق نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم؟

 

من که می دانم، امان ای … امان 

من که می دانم شبی، عمرم به پایان می رسد، نوبت ِ، نوبت خاموشی من، سهل و آسان می رسد

پس چرا، پس چرا عاشق نباشم؟

 

 من که می دانم شبی، عمرم به پایان می رسد، نوبت خاموشی من، سهل و آسان می رسد

من که می دانم که تا، سرگرم بزم هستی ام، مرگ ویرانگر، چه بی رحم و شتابان می رسد

پس چرا، پس چرا عاشق نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم؟

 

نشانه ها:

 

ترانه سرا: جهانبخش پازوکی

ترانه خوان: اکبر گلپایگانی

ترانه ساز: جهانبخش پازوکی

اجرا در برنامه ی رنگارنگ تلویزیون ملی ایران