Select Page

مجسّمه ابوالهول

Statue of Sphinx

نشانه ها:

جنس: این مجسمه را از یک تکه سنگ بزرگ طبیعی که در بخش مرکزی معدن بزرگ سنگ آن ناحیه قرار

دارد، درآورده اند.

تنه و سر مجسمه را یکپارچه از سنگ درآورده اند. ولی پنجه های دراز کشیده ی شیر را با سنگ های

دیگر ساخته و بر آن افزوده اند. از این رو، تراش اندام این مجسمه بطور ناهموار صورت گرفته، ولی

تراش سر سنگی آن به دقت انجام گرفته است.

در آغاز، رویه ی مجسمه را با گچ پوشانده و رنگ زده بودند، که هنوز هم نشانه هایش باقی است.

بلندی: بلندی پیکره ی ابوالهول 18 تا 20 متر و درازای سطح قاعده اش نیز حدود 58 متر است. درازایش

72 متر است.

چهره اش بیش از 5 متر پهنا دارد. بینی اش 170 سانتیمتر و دهانش 230 سانتیمتر طول دارد.

زمان ساخت: مجسمه ی ابوالهول در سده 26 پیش از زادروز مسیح ساخته شده است.

مکان: مصر – صحرای مصر – 8 کیلومتری قاهره

مجسمه ابوالهول چگونه است؟

 

یکی از بزرگترین عجایبی که هنوز به نشانه ی تمدن باستانی بر جای مانده، مجسمه ی بزرگ ابوالهول

است.

این مجسمه همچون یک نگهبان در برابر هرم های سه گانه – در جیزه –  برپاست.

 

ابوالهول یک جانور هیولایی و سنگی است که سری شبیه به سر انسان دارد، اما اندامش مانند شیری

است که بر زمین نشسته و پنجه هایش را جلو گذاشته است.

ابوالهول دارای چشمان مرموزی است و تا به حال کسی نتوانسته معنای نگاه این چشم ها را درک و بیان

کند. چشمان او با وقار خاصی به افق صحرا خیره مانده است.

گمان می رود که عمر این مجسمه دست کم 5000 سال باشد و با آنکه  برای همگان دیدنی و ستودنی

است، اما با مجسمه اصلی تفاوت بسیار کرده است. زیرا از آن زمان تا کنون آسیب های فراوانی دیده است.

شن های روان، سبب فرسایش آن شده و در تنه اش پستی و بلندی هایی درست کرده است. از این گذشته،

انسان ها نیز به آن آسیب رسانده اند. مانند اینکه یکی از رهبران مصر، در سال 1380 میلادی، آسیب

بزرگی به چهره ی این مجسمه  وارد کرد و یا اینکه، یک زمانی از آن به عنوان هدف برای تیراندازی

استفاده می شده است.

واژه انگلیسی ابوالهول از زبان یونانی گرفته شده است.

 

چرا مجسّمه ابوالهول بر پا گردیده است؟

ابوالهول جزیی از دین مصریان در روزگاران پیشین بوده است.

نمازخانه ی کوچکی در میان پنجه های ابوالهول ساخته شده که می تواند نشانه سبب برپا گردیدن آن باشد.

در این اتاقک، کتیبه هایی مربوط به دو تن از پادشاهان پیشین مصر یافت می شود.

در این کتیبه ها نوشته شده که ابوالهول نشان دهنده ی یکی از نماهای هارماخیس – خدای آفتاب – است.

در این کتیبه همچنین نوشته شده که هدف از قرار دادن این هیولای بزرگ، پاسداری از گورستان اطراف

هرم های سه گانه از گزند شیطان است.

در نوشتارهای مقدس و باستانی مصر، واژه ی ابوالهول به معنای سرور آمده است. پیروان مذهب های

پیشین بر این باور بودند که پادشاه دارای هوش و چابکی و نیروی انواع جانوران است. همچنین بر این

باور بودند که پادشاه این نیروها را به وسیله ی در بر کردن پوست جانوران یا بر سر نهادن سر آنها، به

دست می آورد.

به همین سبب، مصریان از خدایان و پادشاهان خود مجسمه هایی می ساختند که نیمی از آنها شبیه به

انسان و نیمی دیگر شبیه به جانوری بود.

صورت مجسمه بزرگ ابوالهول هم نشان از خط های سیمای امپراتور آن زمان – خفرع – داشت تا مردم

بتوانند او را بدین شکل خاص پرستش کنند.

 

علاوه بر مجسمه ی بزرگ، نامی و قدیمی ابوالهول که در جیزه است، مجسمه های کوچک دیگری شبیه

ابوالهول، در جاهای پراکنده مصر، بسیار دیده می شود. با این تفاوت که سر هر کدام از این مجسمه ها به

شکل سر یکی از پادشاهان مصر ساخته شده است.

 

مجسمه های همانند ابوالهول در دیگر تمدن ها چگونه است؟

 

اندیشه ساختن این گونه مجسمه ها از مصر به تمدن های دیگر – مانند آشوری و یونانی – نیز رخنه کرد.

مجسمه های ابوالهول در این سرزمین ها معمولاً دارای بال بودند.

 

در آشور آنها را بیشتر با پیکر نر می ساختند،

 ولی در یونان، پیکرتراشان سر آنها را به شکل سر یک زن در می آوردند.

همان گونه که در باره ی اژدها باورهایی وجود داشته، یونانیان نیز تقریباً همین گونه در باره ی ابوالهول

می اندیشیدند. ولی اژدها هر چند نشانه ی قدرت فراوان است، اما وجود خارجی و واقعی ندارد. اما

یونانیان  برای ابوالهول افسانه ای دارند:

ابوالهول بر فراز سنگی بزرگ زندگی می کرد و برای هر رهگذری چیستانی طرح می کرد. آنگاه کسی که

نمی توانست پاسخ او را بگوید، به دست او کشته می شد.

معمای ابوالهول این بود که می پرسید: آن چیست که صبحگاهان با چهار پا راه می رود، نیمروز با دو پا،

ولی در شامگاه با سه پا حرکت می کند؟

تنها کسی که توانست پاسخ این چیستان را درست بدهد، کسی به نام اودیپ بود. او به ابوالهول گفت:

مقصود تو از این چیستان، انسان است. زیرا او در کودکی که صبح زندگی به شمار می رود، روی چهار

دست و پا راه می رود. زمانی که بزرگ شد، ایستاده یعنی با دو پا گام برمی دارد. اما در زمان پیری که

شامگاه زندگی است از عصا کمک می گیرد و در نتیجه با سه پا حرکت می کند.

چون پاسخ اودیپ درست بود، ابوالهول از شدت خشم، خود را از فراز صخره به زیر افکند و جان از کف

بداد.