Select Page

محتسب

متن ترانه:

 

محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت 

مست گفت: ای دوست این پیراهن است، افسار نیست

گفت: مستی، کین چنین افتان و خیزان می روی 

گفت: عیب از راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت: می باید تو را تا خانه قاضی برم 

گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای، آن جا شویم 

گفت: والی از کجا، در خانه خمار نیست


گفت: تا داروغه را گوییم، در مسجد بخواب 

گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت: دیناری بده، پنهان و، خود را وا رهان!

گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

گفت: از بهر غرامت، جامه ات بیرون کنم 

گفت: پوسیده است، جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت: آگه نیستی، کز سر در افتادت کلاه 

گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی، کین چنین بیخود شدی 

گفت: ای بیهوده گو، حرف کم و بسیار نیست

گفت: باید حد زند، هشیار مردم مست را 

گفت، هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست


محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت 

مست گفت: ای دوست این پیراهن است، افسار نیست

گفت: مستی، کین چنین افتان و خیزان می روی 

گفت: عیب از راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت: می باید تو را تا خانه قاضی برم 

گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای، آن جا شویم 

گفت: والی از کجا، در خانه خمار نیست

 

نشانه ها:

 

ترانه سرا: پروین اعتصامی

ترانه خوان: علیرضا عصار

ترانه ساز: فؤاد حجازی

آلبوم: محتسب

زمان اجرا: 1390 هجری خورشیدی

پخش از: مرکز موسیقی حوزه ی هنری