Select Page

من غلام قمرم، هیچ مگو!

متن ترانه:

 

من غلام قمرم، غیر قمر، هیچ مگو! پیش من جز سخن شهد و شکر، هیچ مگو!

سخن رنج مگو، جز سخن گنج مگو! ور از این بی خبری، رنج نبر، هیچ مگو!

دوش دیوانه شدم، دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت

آمدم نعره مزن، آمدم نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو!

من غلام قمرم، من غلام قمرم، غیر قمر، هیچ مگو!

پیش من جز سخنِ، پیش من جز سخن شهد و شکر، هیچ مگو!

 

گفتم ای عشق، من از چیز دگر می ترسم، گفت آن چیز دگر، نیست دگر، هیچ مگو!

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت

سر بجنبان که بلی، سر بجنبان که بلی، جز که به سر، هیچ مگو!

من غلام قمرم، من غلام قمرم، غیر قمر، هیچ مگو!

گفتم این روی، فرشته است عجب یا بشر است؟

گفت این غیر فرشته است، گفت این غیر فرشته است و بشر، هیچ مگو!

 

گفتم این چیست بگو، زیر و زبر خواهم شد! گفت می باش چنین زیر و زبر، هیچ مگو!

ای نشسته تو در این خانه ی پر نقش و خیال

خیز از این خانه برو، خیز از این خانه برو، رخت ببر، هیچ مگو!

من غلام قمرم، من غلام قمرم، غیر قمر، هیچ مگو!

من غلام قمرم، غیر قمر، هیچ مگو!

نشانه ها:

 

ترانه سرا: مولوی / جلال الدین محمد بلخی

ترانه خوان: شکیلا

زمان اجرا: 1397 هجری خورشیدی / 2018 میلادی

پخش از: رادیو جوان