Select Page

نامهربونی

متن ترانه:

نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته

رسوای شهرم، نمی خواهی بدونی، که آب از سر گذشته


عشقم نمی میره، سامون نمی گیره

عشقم نمی میره، سامون نمی گیره

آی، من با تو قهرم، بیا، رسوای شهرم، که آب از سر گذشته!

نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته

 

امشب دل من، از غم گرفته، لبریز درده، ماتم گرفته

عشق من رو رد می کنی، با من چرا بد می کنی؟

من با تو قهرم، برو، رسوای شهرم، که آب از سر گذشته!

نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته

 

عشقم نمی میره، سامون نمی گیره

آی، من با تو قهرم، بیا، رسوای شهرم، که آب از سر گذشته!

بیا، من با تو قهرم، که آب از سر گذشته!

نشانه ها:

ترانه سرا: تورج نگهبان

ترانه خوان: هایده / معصومه دده بالا

ترانه ساز: محمد حیدری

آلبوم: بلبلی که خاموش شد

زمینه نوشته پیوسته: