هجرت

متن ترانه:

 

با سقوط دستهای ما، در تنم چیزی فرو ریخت 

هجرتت اوج صدام رو، از فراز شاخه آویخت

ای زلال سبز جاری، جای خوب غسل تعمید 

بی تو باید مُرد و پژمرد، زیر خاک باغچه پوسید

فصلی که من با تو ما شد، فصل سبز خواهش برگ 

فصلی که ما بی تو من شد، فصل خاکستری مرگ

 

تو بگو، جز تو کدوم رود، ناجی لب تشنگی بود!؟ 

جز تو آغوش کدوم باد، سایه گاه خستگی بود؟

بی تو باید، بی تو باید، تا نفس دارم ببارم، من برای گریه کردن، شونه هات رو کم می آرم

چشم تو با هق هق من، با شکستن آشنا نیست 

این شکستن بی صدا بود، هر صدایی که صدا نیست

 

ای رفیق ناخوشی ها، این خوشی باید بمیره 

جز تو همراهی ندارم، تا شب از من پس بگیره

با تو بدرود ای مسافر، هجرت تو بی خطر باد! 

پُر تپش باش دلی که، خون به رگ های تنم داد

فصلی که من با تو ما شد، فصل سبز خواهش برگ 

فصلی که ما بی تو من شد، فصل خاکستری مرگ

فصلی که من با تو ما شد، فصل سبز خواهش برگ 

فصلی که ما بی تو من شد، فصل خاکستری مرگ

آ… آ… آ… لالا لا لالا

لا لا لالا

نشانه ها:

ترانه سرا: شهیار قنبری

ترانه خوان: گوگوش / فائقه آتشین

ترانه ساز: ناصر چشم آذر

تنظیم کننده آهنگ: مجتبی میرزاده

زمان اجرا: 1356 هجری خورشیدی

پخش از: آونگ / رنگارنگ 5

 

اجرا در برنامه رنگارنگ تلویزیون ملی ایران