Select Page

همقطار

متن ترانه:

 

با من بیا تا بهار!

بعد از پاییز غمبار، خورشید می تابد دوباره، فردا می آورد به بار

با من بمون تا سحر، امشب و شب هایی دگر!

که هر سو سوی ستاره، از صبح می آورد خبر

 

ای چشم هایت صبح بهاران، ای لبخندت تضمین باران

بیا ای جان جان، این شام تارم را سحر کن!

بیا از کوچه های ساکت و سردم گذر کن!

بیا ای نازنین، شاید که در شهرم بمانی!

ای یار جانی، یار جانی، دوباره برنمی گردد دیگر جوانی

ای خانه و کاشانه ی من، بیا از آوازم بشنو، افسانه ی من!

 

من و تو، باغ یک بهاریم، خبری از خزان نداریم

در گذرگاه روزگاران، هم مسیریم و همقطاریم

تا فرداها با من سفر کن، شاخ و برگم را تازه تر کن!

بیا ای شعر من گل داده از افسانه ی تو!

بیا آواز من مهمان شده در خانه ی تو!

بیا تا قصه ات را تا ابد با من بخوانی!

ای یار جانی، یار جانی، دوباره برنمی گردد دیگر جوانی

ای خانه و کاشانه ی من، بیا از آوازم بشنو، افسانه ی من!

ای یار جانی، یار جانی، دوباره برنمی گردد دیگر جوانی

ای خانه و کاشانه ی من، بیا از آوازم بشنو، افسانه ی من!

 

 

نشانه ها:

 

ترانه سرا: امید نعمتی

ترانه خوانان: امید نعمتی – گروه پالت

ترانه سازان: گروه پالت

تنظیم کننده موسیقی ترانه: گروه پالت

زمان اجرا: 1396 هجری خورشیدی / 2017 میلادی

پانویس:

 

این ترانه برای عنوانبندی آغازین و پایانی مجموعه دنباله دار لیسانسه ها (2) فراهم و اجرا گردیده است.