Select Page

مسأله ی علمی

(پرسش دانستنی)

Scientific Question

پرسش دانستنی / مسأله علمی چیست؟

 

پرسش دانش / مسأله علمی همانند دیگر مسأله ها می باشد. برای نمونه، مانند یک

مسأله ی حساب.

همان طور که در مسأله حساب چیزهایی را داده و معلوم می دارند و سپس در باره

چیزهایی دیگر پرسش می کنند و پاسخ آنها را می خواهند، مسأله های علمی هم چنین

می باشند.

چطور می توان به پرسش های علمی پاسخ داد؟

برای پاسخ دادن به پرسش های علمی نیز همانند یک مسأله حساب،

نخست باید راه درست مسأله را یافت،

سپس مسأله را حل کرد،

در پایان هم پاسخ خود را آزمایش کرد.

انسان هر روز با پرسش و مسأله های بسیاری روبرو است که آنها را به همین روش حل

می کند. مانند هنگامی که می خواهد از خانه به جایی برود، ممکن است از خود بپرسد:

پیاده بروم؟ سوار اتوبوس بشوم یا با تاکسی بروم؟

این خود، پرسش و مسأله است زیرا نمی داند که چطور باید برود.

همه مسأله ها از این نظر یکسان هستند که باید پاسخ پرسشی را یافت. باید کاری کرد،

اما انسان نمی داند بهترین کاری که باید انجام دهد، چیست.

پس: برای درک هر مطلب، راه دانستن آن را باید جویا شد.

چه پرسش ها / مسأله های علمی وجود دارند؟

مسأله های علمی در همه جای جهان وجود دارد، اما جهان بسیار بزرگ است و مسأله های

گوناگون دارد. از این رو، گروه بندی مسأله های شبیه بهم، فهم آنها را آسانتر می کند.

گروه بندی پرسش ها و مسأله های علمی باعث به وجود آمدن رشته های گوناگون علمی

شده است. مانند رشته های فیزیک، شیمی، زیست شناسی، زمین شناسی، هواشناسی،

ستاره شناسی / اخترشناسی  و …

گرچه بسیاری از مسأله ها حل شده اند، اما مسأله های بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارند

که هنوز حل نشده اند و نیز با پیشرفت دانش مسأله های تازه ای به وجود می آیند که باید

حل شوند. از این رو، با پیشرفت دانش، نه تنها از پرسش ها / مسأله های علمی کم

نمی شوند، بلکه بر شمار آنها افزوده هم می شود.

 

چه اندازه پرسش / مسأله علمی وجود دارد؟

بطوری که دانسته شده، پرسش ها / مسأله های علمی هیچگاه پایان نمی پذیرند، زیرا

هرگاه که  واقعیتی فهمیده و یافته شود، دانشمندان با پرسش ها / مسأله های جدیدی

روبرو می شوند.

 

چگونه دانشمندان پرسش های دانستنی/ مسأله های علمی را حل

می کنند؟

دانشمندان برای حل مسأله های علمی:

1 – پرسش / مسأله علمی را بطور دقیق می دانند که چیست. (مشاهده و طرح پرسش /

مسأله همراه با جمع آوری دانسته ها / اطلاعات)

در حالیکه بسیاری از کسان برای حل مسأله های خود به درستی نمی دانند که مسأله

چیست.

2 – خوب فکر می کنند و در باره راه حل های گوناگون پرسش / مسأله علمی بخوبی

می اندیشند. (بیان فرضیه)

در حالیکه بسیاری از کسان که بری حل مسأله های خود خوب فکر نمی کنند، به راه

حل های گوناگون مسأله نمی اندیشند و اولین راه حلی را که به نظرشان می رسد، به کار

می بندند. اگر این راه حل به نتیجهنرسید، راه حل دیگری را که به فکرشان می رسد، به

کار می بندند و آنقدر این کار  را ادامه می دهند که یا مسأله حل می شود یا دیگر راه حل

دیگری به فکرشان نمی رسد. آنگاه  ناگزیر حل مسأله را رها می کنند و در این صورت،

زمان بسیار به هدر رفته و چه بسا ممکن است  کارهای نادرست یا خطرناک نیز انجام

داده باشند.

3 – پیش از آنکه به درستی ِ اندیشه های خود باور پیدا کنند، با آزمایش های زیاد، آنها

را امتحان / آزمایش می کنند. (آزمایش و بیان نظریه / راه حل درست)

حال برای نمونه به حل مسأله زیر به روش دانشمندان توجه شود:

بادبادک علی بر روی درختی افتاده و این مسأله برای او پیش آمده که چگونه آن را پایین

بیاورد؟

چند راه حل این مسأله به فکر او می رسد، ولی پیش از آن که به هر کاری دست بزند،

برای یافتن بهترین راه حل می اندیشد.

ابتدا فکر می کند که درخت را تکان بدهد. اما می بیند که درخت خیلی بزرگ است.

راه حل دیگر که به فکرش می رسد، این است که چیزی به سوی بادبادک پرتاب کند. اما

فکر می کند که بادبادک پاره شود. بنابراین بدون هیچ کاری از این راه حل هم می گذرد.

در خانه نردبانی هست. علی به فکرش می رسد که از آن استفاده کند. ولی وقتی خوب فکر

می کند، می بیند که بادبادک روی شاخه ای قرار گرفته که بلندی آن از بلندی نردبان بیشتر

است  و اگر بر روی آخرین پله نردبان هم بایستد، دستش به آن نخواهد رسید. به ناچار

این راه حل را نیز انتخاب نمی کند.

سرانجام فکر می کند که از درخت بالا رود. اما می بیند بادبادک بر سر شاخه نازکی قرار

گرفته که ممکن است زود بشکند. سپس مشاهده می کند که شاخه نسبتاً محکمی، درست

بالای بادبادک قرار دارد، بطوری که اگر بر روی آن شاخه برود، ممکن است با تکه ای

چوب، بادبادک را رها سازد.

به اندیشه او، این کار بهترین راه حل است. پس تصمیم به انجام آن می گیرد. این کار را

می کند، به نتیجه می رسد و مسأله خود را حل می کند.

زیرا: علی به همه راه حل های ممکن اندیشید و به هر راه حلی که به فکرش رسید، فوراً

عمل نکرد، بلکه نخست مفید بودن آن را با دقت سنجید و پی برد که بعضی از آن راه

حل ها سودمند  نیستند. پس راه حلی را که به فکرش سودمند و درست بود، انتخاب کرد

و انجام داد تا ببیند آیا واقعاً مسأله اش را حل می کند یا نه.

به گفته دیگر: آزمایشی انجام داد تا درستی اندیشه خود را بیازماید.

 

زمینه نوشته پیوسته پیشین: