Select Page

پرنده

متن ترانه:

توی يک جنگل تن خيس کبود، يه پرنده، آشيونه ساخته بود

خون داغ عشق خورشيد، توی پَرش، جنگل بزرگ خورشيد روی سرش

توی هوای آفتابی، روی درختها می پريد، تنش رو به جنگل روشن خورشيد می کشيد

تا يه روز ابرای سنگين اومدند، دنيای قشنگش رو بهَم زدند

هرچی صبر کرد، آسمون آبی نشد، ابرا موندند، هوا آفتابی نشد

بس که خورشيدش رو توی زندون سرد ابرها ديد

يه دفعه ديوونه شد، از توی جنگل پَر کشيد، آآها…   آآها… آآها

 

زندگيش رو، توی جنگل جا گذاشت، رفت و رفت، ابرا رو زير پا گذاشت

رفت و عاقبت به خورشيدش رسيد، اما خورشيد به تنش، آتيش کشيد

اگه خورشيد يکی توی آسمونه، مرغ عاشق، روی زمين فراوونه

روزی يکی، به بالا چشم می دوزه، می ره با اين که می دونه، می سوزه

من همون پرنده بودم، که يه روز خورشيد رو ديد 

اسم من يه قصه شد، اين قصه رو دنيا شنيد

هه هه… هه هه… هه هه

هاها… هاها… هاها

نشانه ها:

ترانه سرا: اردلان سرفراز

ترانه خوان: سیمین غانم

ترانه ساز: حسن شماعی زاده

تنظیم کننده موسیقی: مارسل