Select Page

پریشانی

متن ترانه:

 

چون زلف توام جانا، در عین پریشانی، چون باد سحرگاهم، در بی سر و سامانی

من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم، تو مهری و تو نوری،  تو عشقی و تو جانی

دل با من و جان بی تو، نسپاری و بسپارم، کام از تو و تاب از من، نستانم و بستانی

 

خواهم که تو را در بر، بنشانم و بنشینم، تا آتش جانم را، بنشینی و بنشانی

 

خواهم که تو را در بر، بنشانم و بنشینم، تا آتش جانم را، بنشینی و بنشانی

از آتش سودایت، دارم من و دارد دل، داغی که نمی بینی، دردی که نمی دانی

داغی که نمی بینی، دردی که نمی دانی 

چون زلف توام جانا، در عین پریشانی، چون باد سحرگاهم، در بی سر و سامانی

نشانه ها:

 

ترانه سرا: رهی معیری

ترانه خوان: امید نعمتی

ترانه ساز: صادق تسبیحی

تنظیم کننده موسیقی: صادق تسبیحی

زمان اجرا: 1396 هجری خورشیدی / 2017 میلادی