Select Page

چرخ فلک

متن ترانه:

 

در فصل بارش سنگ، همچو آیینه بمان!

بر جان دشت تشنه، بنویس از عطر بهاران!

در انتظار فردا، شب را سحر کن، با کوله باری از نور، از شب گذر کن!

سرمست و عاشقانه، در خود نظر کن!

بشکن در قفس را، از تن رها شو، درمان دردمندان را دوا شو!

از خود دمی برون آ، محئ خدا شو!

خورشیدی در جان تو پنهان است، دریا از یاد تو پریشان است

عاشق شو، زیرا عاشق انسان است!

خورشیدی در جان تو پنهان است، دریا از یاد تو پریشان است

عاشق شو، زیرا عاشق انسان است!

دنیا در چشم عاشق نفسی است، بی عشق آنهم قفسی است

آزاد از بند و دام قفس شو، با عشق هر نفس شو!

در انتظار فردا، شب را سحر کن، با کوله باری از نور، از شب گذر کن!

سرمست و عاشقانه، در خود نظر کن!

بشکن در قفس را، از تن رها شو، درمان دردمندان را دوا شو!

از خود دمی برون آ، محو خدا شو!

خورشیدی در جان تو پنهان است، دریا از یاد تو پریشان است

عاشق شو، زیرا عاشق انسان است!

نشانه ها:

 

ترانه سرا: عبدالجواد موسوی

ترانه خوان: سالار عقیلی

ترانه ساز: ستار اورکی

تنظیم کننده موسیقی: ابراهیم شهامت جاوید

زمان اجرا: 1395 هجری خورشیدی

 

 دانستنی:

این ترانه برای عنوانبندی پایان مجموعه ی دنباله دار چرخ فلک فراهم و اجرا گردیده

است.

 

اجرا در برنامه تلویزیونی دورهمی شبکه نسیم