Select Page

کارمایه گرما

(انرژی حرارت)

Thermal Energy

کارمایه گرما چیست؟

هوا، آب، خوراکی و گرما نیازهای موجودات زنده هستند. از اینها هوا، آب و خوراکی ماده / چیز می باشند،

اما گرما ماده / چیزی نیست، بلکه کارمایه / انرژی است.

زمانی بود که مردم گرما را ماده / چیزی می پنداشتند و بر این باور بودند که چیزی روان و نادیدنی است که

می تواند به ماده های دیگر روان گردد و یا از آنها بیرون آید و آن را کالوریک نامگذاری کرده بودند. اما از

کم و بیش  170 سال پیش، از این باور دست کشیدند. زیرا

بطوری که دانسته شده، هر ماده / چیزی در فضا جایی می گیرد و نیز دارای سنگینی / وزن است. اما گرما،

نه جایی را می گیرد و نه وزنی دارد. کسی نمی تواند بطری ای را از گرما پُر یا یک کیلوگرم از آن را وزن

کند. پس:

گرما شکلی از کارمایه / انرژی است.

از این رو، گرما می تواند جا به جا / حرکت کرده و کار انجام دهد.  

مانند اینکه لکوموتیو بخار آبی که قطار را به دنبال خود می کشد، زیرا که سوخت، گرما به وجود می آورد و

گرما آب منبع لکوموتیو را بخار می کند و نیروی بخار آب هم لکوموتیو را به حرکت درمی آورد.

 

چطور کارمایه گرما پدید می آید؟

 

بطوری که دانسته شده، کارمایه های مختلف را می توان به شکل گرمایی آن دگرگون کرد. مانند اینکه

 

می توان کارمایه شیمیایی نهفته در ماده های سوختنی مانند زغال و چوب را، با سوزاندن آنها به شکل گرما

دگرگون کرد. یا

 

کارمایه برقی / انرژی الکتریکی را در بخاری های برقی به گرما دگرگون کرد. یا

بخشی از کارمایه مکانیکی حرکت چیزها بر اثر مالش / اصطکاک آنها، به گرما دگرگون می شود. مانند کبریت

و سنباده، گرما لازم برای آتش گرفتن چوب کبریت را به وجود می آورد یا به مالیدن دست ها که موجب گرم

شدن آنها می شود.

با همه اینها، مهم ترین چشمه / منبع گرما / کارمایه گرما، کره خورشید است. بطوری که اگر خورشید نابود

گردد، همه ابزار دیگر که گرما به وجود می آورند، نمی توانند زمین را چنان گرم کنند که زندگی دوام یابد.

 

نیاز به گرما چیست؟

گرما در زندگی انسان و دیگر موجودات بسیار مهم است. گرما همان اندازه دارای اهمیت  می باشد که هوا،

آب و خوراکی دارند. بطوری که اگر گرما کم باشد، دوام موجودات امکان پذیر نیست و اگر هم زیاد باشد، باز

هم موجب نابودی می گردد.

بطوری که دانسته شده، هشت سیّاره دیگر که کمی مانند کره زمین هستند، دور خورشید می گردند. این

سیاره ها به اندازه ای دور هستند که با چشم نمی توان دانست که موجودی در آنها زندگی می کند یا نه. اما

باید باور کرد که انسان هایی مانند انسان های کره زمین نمی توانند در سیاره های دیگر زندگی کنند، زیرا در

بیشتر سیاره ها گرما یا خیلی زیاد است یا خیلی کم.

به مانند اینکه یک قطعه سرب در آفتاب سیاره تیر / عطارد که از سیاره های دیگر به خورشید نزدیک تر

است، گداخته و ذوب می شود و به حالت آبگونه / مایع می شود. یا

به مانند اینکه سیاره پلوتو – دورترین سیاره شناخته شده منظومه خورشیدی به زمین – چنان سرد است که

اگر آب و هوا هم داشته باشد، نه تنها آب، بلکه هوا هم در آن حالت جامد / سخت می باشد.

سیاره هایی که موجودات زنده از زیادی سرما نمی توانند در آنها زندگی کنند، از این رو نیست که خیلی سرد

هستند، بلکه از این رو می باشد که گرما به آنها نمی رسد. زیرا سرما نمی تواند جا به جا شود و سردی آنها

در نتیجه نبودن گرما در آنها است. پس:

سردی نتیجه نبودن گرما است، به مانند اینکه

تاریکی نتیجه نبودن روشنایی است

همانطور که اتاقی تاریک می شود، تاریکی به آن داده نمی شود، بلکه روشنایی از آن دور می شود، هنگامی

که چیزی سرد می شود، سرما به آن داده نمی شود، بلکه گرمی آن گرفته می شود.

باید دانست که هرگز چیزی که تمام گرمای آن گرفته شده باشد، نه دیده شده است و نه حس شده است.

دانشمندان سال های فراوان کوشیده اند که چیزی را بطور تمام / مطلق سرد کنند، اما هنوز موفق نشده اند.

حتی در سردترین چیزی که دیده شده یا حس شده، اندکی گرما باقی است.