Select Page

گفت و گو

متن ترانه:

 

گفتم که می بوسم تو را، گفتی تمنا می کنم، گفتم اگر بیند کسی، گفتی که حاشا می کنم

گفتم ز بخت بد اگر، ناگه رقیب آید ز در، گفتی که با افسونگری، او را ز سر وا می کنم

 

گفتم چه می بینی؟ بگو، در چشم چون آیینه ام! 

گفتی که من خود را در او، عریان تماشا می کنم

گفتی که من خود را در او، عریان تماشا می کنم

 

گفتم که از بی طاقتی، دل قصد یغما می کند، گفتی که با یغماگران، باری مدارا می کنم

گفتم که پیوند تو رو با نقد هستی می خرم، گفتی که ارزانتر از این، من با تو سودا می کنم

من با تو سودا می کنم

گفتم مگر از کوی خود، روزی تو را گویند برو 

گفتی که صد سال دگر، امروز و فردا می کنم

 

گفتم اگر از پای خود، زنجیر عشقت وا کنم، گفتی که ز تو دیوانه تر، دانی که پیدا می کنم

گفتی که ز تو دیوانه تر، دانی که پیدا می کنم

نشانه ها:

 

ترانه سرا: سیمین بهبهانی

ترانه خوان: افشین یدالهی

ترانه ساز: افشین یدالهی

نوازنده:

سه تار …………………………………………………………………………. حسام فیروزی

تنظیم کننده موسیقی: سیامک بهبهانی

زمان اجرا: 1393 هجری خورشیدی / 2014 میلادی