Select Page

گهواره

متن ترانه:

 

دلم تنگه برای گریه کردن، کجاست مادر، کجاست گهواره ی من؟

همون گهواره ای که خاطرم نیست، همون امنیت حقیقی و راست

همون جایی که شاهزاده ی قصه، همیشه دختر فقیر رو می خواست

همون شهری که قد خود من بود، از این دنیا ولی خیلی بزرگتر

نه ترس سایه بود، نه وحشت باد، نه من گم می شدم، نه یک کبوتر

دلم تنگه برای گریه کردن، کجاست مادر، کجاست گهواره ی من؟

نگو، بزرگ شدم، نگو، که تلخه! نگو، گریه دیگه به من نمیاد!

بیا من رو ببر، نوازشم کن! دلم آغوش بی دغدغه می خواد

توی این بستر پاییزی مسموم، که هر چی نفس ِ سبزه بریده

نمی دونه کسی چه سخته موندن، مثل برگ روی شاخه ی تکیده!

دلم تنگه برای گریه کردن، کجاست مادر، کجاست گهواره ی من؟

ببین شکوفه ی دلبستگی هام، چقدر آسون توی ذهن باد می ره!

کجاست اون دست نورانی و معجز، بگو بیاد و دستم رو بگیره!

کجاست مریم ناجی، مریم پاک، چرا به یاد این شکسته تن نیست؟

توی رگبار هراس و بی پناهی، چرا دامن سبزش چتر من نیست؟

دلم تنگه برای گریه کردن، کجاست مادر، کجاست گهواره ی من؟

نشانه ها:

ترانه سرا: زویا زاکاریان

ترانه خوان: گوگوش / فائقه آتشین

ترانه ساز: واروژان / واروژ هاخباندیان

تنظیم کننده موسیقی: واروژان / واروژ هاخباندیان

زمان اجرا: 1356 هجری خورشیدی / 1977 میلادی

پخش از: آونگ / رنگارنگ 8

اجرا در برنامه رنگارنگ تلویزیون ملی ایران