حکمت در یونان باستان

Ancient Greek Philosophy

حکمت / فلسفه در یونان باستان چه بوده است؟

در میان همه ی قوم ها و ملت ها همواره کسانی نکته سنج و نصیحت گو بوده اند که

مردم را از سود و زیانشان آگاه و با گفته های خردمندانه بیدار می ساخته اند. در میان

یونانیان نیز این گونه متفکران و دانشمندان بسیار بوده اند که برخی از آنان نامی شده اند

و برای آن قوم قانون ها و آدابی سودمند برقرار کرده اند.

در یونان باستان نیز گفت و گو از هفت متفکر / حکیم بر زبان ها بوده که داناترین مردم به

شمار می آمدند، ولیکن گذشته از آنان دیگر متفکرینی نیز پیدا می شدند که باور به

ارباب انواع / اسطوره ها، طبع حقیقت جوی آنها را قانع نساخته، کم کم موجودات را

عنصرها / عناصر اربعه خوانده و جریان امور جهان را به اسباب و علت ها دانستند.

از این رو، برای جریان امور علت و معلول، قاعده ها و اصولی برقرار کردند و چنین

فهمیده می شود که آنان با این جهان بینی، چون دیده اند بسیاری از چیزها به یکدیگر

دگرگون می شوند و اختلاف هایی که در جهان دیده می شود، بیشتر ظاهری است و پی

برده اند به اینکه زیادشدن بسیاری از چیزها که درجهان دیده می شود، واقعیت ندارد و

شمار چیزهای حقیقی بسیار کمتر از آن است که گمان می رود. بنابراین، برخورده اند به

اینکه شاید حقیقت یکتایی باشد که موجودات و حال آنها، دگرگونی ها و نشانه های او

باشند، و نیز از دریافتن همین امر که بیشتر چیزهایی دیده می شوند که تازه پدید می آیند،

در حالی که واقعاً تازه نیستند، بلکه نمایان شدن چیزهایی هستند که در گذشته وجود

داشته اند، پس پی بردند که به وجود آمدن و از بین رفتنی در کار نیست. نه از بین

رفته ای پدید می آید و نه موجودی از بین می رود و تمام هستی دگرگونی و دگر شکلی

است.

برگرفته از:

 

نوشتار: سیر حکمت در اروپا

نوشته: محمد علی فروغی

 

زمینه نوشته پیوسته پیشین:

زمینه نوشته پیوسته پسین: