نیکُلاس میمونه

Der Affe Nikolaus

.سلام! من نیکولاس میمونه هستم. توی این شهر نقاش هستم

.اینجا کارگاه منه. من رنگ های زیاد توی سطل دارم 

.من دوست دارم مردم شاد باشند، واسه همین فقط رنگ های شاد می زنم

.تلفن نیکولاس زنگ می زند. او پلیس، پتر موشه است

او می گوید: نیکولاس، توی چمنزار بزرگه که گل های زیادی داره، یک کارخانه خیلی بدریختی

ساخته شده، نمی خواهی آن را رنگش کنی؟

.نیکولاس میمونه می گوید: چرا، خوشحال هم می شوم. همین الان راه می افتم. خدا حافظ

.نیکولاس میمونه تمام شب رنگ زد و رنگ زد و رنگ زد

.صبح روز بعد همه روی کارخانه به شکل گل ها نقاشی شد 

.سر ساعت هفت، کسانی که در کارخانه کار می کنند، می آیند

.آنها می گردند و می گردند و می گردند، اما نمی توانند کارخانه را بین این همه گل پیدا کنند

تو می توانی آن را ببینی؟

یک بار، یک ملوان پیر تلفن می کند. اسمش ماکس کلوور است و در خیابان بندر شماره 8

.زندگی می کند. او دیگر کشتی ندارد

آقای کلوور می گوید: نیکولاس، لطفاً می توانی خانه من را رنگ بزنی؟

.نیکولاس می گوید: بله، الان می آیم

آقای کلوور می گوید: خیلی ممنون از اینکه خانه ام را رنگ کردی. حالا می توانم دوباره به دریا

.بروم

 !نیکولاس می گوید: خدا حافظ و سفر بخیر

.یک روزی نیکولاس با گاری رنگ هایش توی خیابان می رفت

.جلوی بانک یک ماشین سیاه نگه می دارد. یک دزد بانک پیاده می شود و توی بانک می رود

 !دزد بانک سر مرد پشت صندوق داد می زند: همه پول ها را بده بیاد اینجا

.صندوقدار مقدار زیادی پول را توی کیسه دزد می چپاند

.در این حین نیکولاس ماشین را رنگ می زند. او ماشین را زرد با نقطه های قرمز رنگ می کند 

.حالا پلیس می تواند ماشین را آسان پیدا کند

.دزد می پرد توی ماشین و با کیسه پُر از پول فرار می کند

در همین موقع پلیس، پتر موشه می آید. او می پرسد: دزد بانک کجاست؟

.کارمند بانک می گوید: او با ماشین فرار کرده و همه پول ها را از بانک با خودش برده است

نیکولاس داد زد: من ماشین را رنگ کردم. ماشین الان زرد با نقطه های قرمز است. آن را به

.آسانی پیدا خواهی کرد

.پتر موشه می گوید: بله، پس ما زود دستگیرش خواهیم کرد. خیلی ممنون برای کمکتون 

.نیکولاس می گوید: خواهش می کنم

زمانی که نیکولاس دوباره توی خانه است، زنگ در به صدا در می آید. آن ماری فیله، شیرینی

.فروش شهر است

او می گوید: نیکولاس، اینهم یه عالمه شیرینی برای تو، آنها را پتر موشه برای اینکه کمک

.کرده ای دزد بانک گرفته بشه، هدیه کرده است

.نیکولاس می گوید: خیلی ممنون، ماری

:نشانه ها

 

نویسنده: یورگن کِلوین

برگرداننده: علی دهناد

 

:برگرفته از

    Der Affe Nikolaus :نوشتار

نوشته: یورگن کلوین

پخش از: انتشارات کارلسن

زمان پخش: 1972 میلادی

 

 

:زمینه نوشته پیوسته