جلال الدّین محمد بلخی

(مولوی)

Djalaled-din Mohammad Balkhi

(Molavi)

:زندگینامه

مولانا جلال الدین محمد فرزند سلطان العلماء بهاء الدین محمد – پسر حسین الخطیبی – در 

.سال 604 هجری قمری در بلخ زاده شد 

گفته شده است که پدرش – محمد (پسر حسین) ملقب به بهاء الدین ولد – نوه دختری علاء الدین

خوارزمشاه بود و از عارفان زمان خود بود و ظاهراً از جمله خلیفه های شیخ نجم الدین کبری

بود و به نزد خوارزمشاه آمد و رفت داشت. به همین علت مخالفان تصوف از او سعایت کردند و

از مردم بلخ هم آزار دید، تا سرانجام مجبور به مهاجرت شد. او با پسرش – جلال الدین

.محمد – از راه بغداد قصد سفر حج کرد 

بهاء الدین ولد در نیشابور به دیدن شیخ فریدالدین عطار نیشابوری رفت و او بهاءالدین محمد

.را در بغل گرفته و دعا کرد. سپس مثنوی اسرارنامه را به او هدیه داد

پس از گذشتن از بغداد و زیارت حج به ملاطیه رسید و در آن شهر چهار سال ماند. سپس هفت

سال در لارنده مسکن گزید تا آنکه به دعوت سلطان علاءالدین کیقباد به قونیه مرکز حکومت او

رفتند. در آن جا، بهاء الدین ولد به ارشاد مردم پرداخت و مورد احترام فوق العاده سلطان قرار

.گرفت

نخستین آموزش و تربیت جلال الدین محمد در نزد پدرش بود و یک سال پس از مرگ او، شیخ

برهان الدّین محقق ترمذی که از شاگردان سابق او بود، به قونیه آمد و جلال الدین توانست از او

آموزش بیند. 9 سال به این ترتیب گذشت و سپس شاعر به قصد جهانگردی و یادگیری، و درک

جلسه های اهل طریقت، به شام سفر کرد و مدتی در حلب، شام و دمشق ماندگار شد. او در آن

جاها تحصیل معانی کرد و با تجربه های معنوی و گرفته های علمی بازگشت. جلال الدین محمد

به دستور سلطان مانند پدرش، به ارشاد و آموزش علوم شرعی پرداخت. در همین دوران، با یکی

از بزرگترین صوفیان همدوره خود، یعنی شمس الدین – پسر علی پسر ملک داد – تبریزی که به

قونیه آمده بود، آشنا شد. جلال الدین محمد در نخستین برخورد آنچنان زیر نفوذ این مرشد روحانی

قرار گرفت که تا آخر عمر مرید او بود. همین ارادت خالصانه بود که باعث به وجود آمدن آن

.چنان شعرهای نغز و دلپسند شد 

 

جلال الدین محمد بزرگترین گوینده عرفانی است و مثنوی او جزء رکن های چهارگانه ادبیات

فارسی شمرده می شود. غیر از مثنوی، غزل های او به نام غزلیات شمس تبریزی مقرون به شور

و التهابی است که در حالات گوناگون به او دست می داده و در آنها روی سخن او با معشوقی

.نادیده و گمگشته است که با او از شوق دیدار و وصال، و سرانجام دوری بی پایانی سخن می گوید 

.کتاب دیگر او فیه ما فیه می باشد 

مولانا جلال الدین محمد مولوی در سال 672 هجری قمری درگذشت و در قونیه – ترکیه – به

.خاک سپرده شد