مهستی

(افتخار دده بالا)

Mahasti

(Eftekhar Dadeh-bala)

زندگینامه:

مهستی / افتخار دده بالا در 25 آبان 1325 هجری خورشیدی در تهران – ایران – زاده

شد.

پرویز یاحقی استعداد آوازخوانی او را کشف کرد. اما با توجه به محیط اجتماعی آن

دوران که آوازخوانی را برای زنان مناسب نمی دانستند، با مخالفت های خانوادگی

روبرو بود؛ تا اینکه بالاخره در سال 1342 هجری خورشیدی، با نام مهستی – برگرفته

از نام مهستی گنجوی – فعالیت خود را شروع کرد و در برنامه شماره 420 – گلها،

ترانه ی آن که دلم را برده خدایا را اجرا کرد.

سبک آوازخوانی مهستی در ابتدا موسیقی سنتی / کلاسیک بود، و بعد به علت استقبال

مردم از موسیقی مردمی / پاپ به آوازخوانی ترانه های پاپ هم پرداخت.

مهستی یکی از محبوترین آوازخوانان دهه های 1340 و 1350 هجری خورشیدی ایران

بود که راه فعالیت هنری را برای خواهرش – هایده / معصومه دده بالا – نیز باز کرد.

 

مهستی کمی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران را ترک کرد و به انگلستان رفت و

سپس به ایالات متحده امریکا مهاجرت کرد.

در سال 2005 میلادی، آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه، از وی بخاطر بیش از 40

سال فعالیت در موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.

 

مهستی دچار بیماری سرطان روده شد و تا چهار سال که تحت شیمی درمانی خفیف بود،

بیماری خود را به اطلاع عموم نرساند. پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت

مداوا با میزان اندازه بالاتر که مورد نیاز شرایط وی می بود، امکان ایجاد مشکل در

صدای او وجود دارد. با این وجود در نوروز سال 1386، که قرار بود کنسرتی در دوبی

اجرا کند، به علت آشکار شدن دو باره نشانه های بیماری، در بیمارستانی در آنجا بستری

شد و سپس فوراً به لس آنجلس بازگشت. و در یک گفت و گوی تلویزیونی بیماری خود را

اعلام کرد و بعد از آن برای پرتودرمانی به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت.

مهستی در 4 تیر 1386 در سانتا روزا (کالیفرنیا – ایالات متحده امریکا) درگذشت و پس

از انتقال پیکر وی از شمال کالیفرنیا به گورستان وست وود – لس آنجلس -، با انجام کلیه

مراسم دینی، در کنار مزار خواهرش – معصومه دده بالا / هایده – و مادرش به خاک

سپرده شد.

 

ترانه ها:

آخر زمون – آخرین طبیب – آسمون با من و تو قهره دیگه – آشفته – آن که دلم را برده

خدایا – آوازک – آی بهاره – آینه شکسته – از خدا خواسته – اسیر – اشکی برام

نمونده – الهی بمونی – امتحان – اوستا کریم – بارون احساس – بازیچه – بچه نشو ای

دل – بذار من خودم باشم – بس کن – بستر غم (و نیز همراه با اکبر گلپایگانی در برنامه

شماره 545 گل های رنگارنگ)  – بنشین کنار من – بنویس – بوی نون و بوی گندم

(همراه با ستار) – بی تو می میرم – بی محبت – ترس از جدایی – تقصیر توست – تنها تو

را می شناسم – تو ای عشق – بزن تا من برقصم – تو را دیگر ندیدم – تو می آی در نظرم

– تهرون – جدایی – جمجمک – حرف آخر را بزن – حرف های قشنگ – حقیقت –

حوصله عاشقی ندارم – خدا نگهدار – خوب من – خونه تکونی – در بسته – دریا – دل

می گه دلبر می آد – دلقک – دلم تنگه – دنیا – دیروز و امروز – زنجیر عشق – زندگی

– سایه عشق – شاخه نبات – شاید – طاقت – عاشق شدن بی حاصله – عزیز رفته –

عزیزم – عشق بازیگر – عشق پاک – غرامت عشق – قسم – قصه تازه – قفس – قمار

زندگی – لبخند – مرغ تخم طلا – مرغ عشق – مسافر – من چه کنم – من دیگه یار

نمی خوام – مونس – مهمان – نت های جدایی – نمی خوام – وقتی رفتم – وقتی عاشق

می شی – هزار بهونه – همیشه عاشق –  هنوزم دوستت دارم – هوای عاشقی – هوسباز

– یادش بخیر

 

دانستنی:

1 – گویا مهستی دو بار ازدواج کرد.

ازدواج اول با کورس ناظمیان، که ثمره آن دختری به نام سحر و دو نوه به نام های

ناتاشا و ناتالی بود.

ازدواج دوم هم با بهرام سنندجی – صاحب کارخانه کفش – بود که آن هم منجر به جدایی

شد.

2 – در منابعی نام مهستی را، خدیجه دده بالا هم ذکر کرده اند.

 

زمینه نوشته پیوسته دیگر: