اسطوره

Myth

اسطوره چیست؟

انسان های نخستین برای بیان رویدادهای جهان، داستان های خیال انگیزی می پنداشتند

که این داستان ها، امروزه اسطوره نامیده می شوند.

 

چرا اسطوره ها پدید آمدند؟

همیشه انسان خواستار این بوده که چگونگی های جهان را دریابد و همیشه نیز کوشیده تا

چیزهایی را که در جهان رخ می دهد، به گونه ای ای تفسیر کند.

گرچه امروزه، دانش به بیان بسیاری از چیزها پرداخته، ولی در روزگاران بسیار پیش از

این، انسان مجبور بود که از پیش خود تفسیر و بیانی برای این چیزها فکر کند و بسازد.

انسان در آن روزها با شگفتگی های بسیاری روبرو می شد که درست نمی توانست بفهمد،

آنها چه هستند. مانند اینکه نمی دانست :

چرا خورشید، پیوسته و بطور منظم، طلوع و غروب می کند؟

چرا فصل های گوناگون پدید می آیند؟

انسان همین گونه در باره رویدادهای زندگی خود نیز به اندیشه پرداخت و می خواست

بفهمد که:

چگونه رویدادهای پیش بینی نشده، رخ می دهند؟

چرا انسان خواب می بیند؟

مردم از کجا آمده اند و پس از مرگ به کجا می روند؟

جهان و همه آن چه که در آن است، چطور آفریده شده است؟

همه این گونه پرسش ها را انسان ها از خود  می کردند و آنگاه برای یافتن پاسخ، بسی

می کوشیدند.

هر قبیله ای در هر جای زمین که زندگی داشت، به گونه ای چگونگی این چیزها را بیان

می کرد. ولی این بیان ها همیشه به نحوی بود که با پیرامون ویژه خود آنها تناسب داشت

و نیز تلاش می کردند تا جهان خود را در قالب شخصیت ها و انسان های خیالی وصف

کنند.

از این رو،  چیزهای گرداگرد خود را همچون کسانی می پنداشتند که مانند خودشان فکر و

تدبیر داشتند و برخی از آنها هم از نیروی بزرگی برخوردار بودند. از اینجا بود که برخی

جانوران، گیاهان، ستارگان، رودها، ماه و خورشید با گذشت زمان، خدایانی پنداشته اند که

نیروی سحرآمیزی برایشان تصور می شد.

برخی از این خدایان، به دیدگاه مردم، خوب و مهربان بودند. ولی برخی دیگر شرور و

بدکار که به مردم درد، گرسنگی و مرگ پیش می آوردند.

 

چرا انسان به دعا و نیایش اسطوره ها می پرداختند؟

چون مردم قدیم خدایان را موجوداتی با عقل می پنداشتند، دست نیایش نیز به سویشان دراز

می کردند. مانند اینکه می گفتند: چون خورشید دارای فکر است، می توان از او خواهش

کرد تا نور خود را برای رشد گیاهان بتاباند. یا اینکه خدای باران را نیایش می کردند، چون

می پنداشتند که باران نیایش آنان را می فهمد.

برای نیایش هر یک از این خدایان خیالی، راهی معین بود که مردم می پنداشتند اگر کسی

از راهی دیگر به عبادتش بپردازد، آن خدا خشمگین می شود.

هدف از انجام این عبادت ها آن بود که رابطه انسان با خدایان به وضع خوبی حفظ شود.

در پرتو همین بود که انسان می پنداشت که دیگر می تواند رویدادهای طبیعت را خود

کنترل کند و برای خویشتن، زندگی بهتری بسازد.