پتر موشه

Peter Maus

سلام، نام این پتر موشه است. او در این شهر پلیس است.

کارش خیلی زیاده.

صبح ها ماشین ها را نگه می داره تا بچه مدرسه ای ها بتوانند بی خطر از خیابان رد

شوند.

پیش از ظهر توی شهر در خرید به مردم کمک می کنه. پتر موشه بسته های زیادی را

می تواند ببرد.

وقتی مدرسه تمام می شه و همه بچه مدرسه ای ها به خانه می روند، پتر موشه دوباره

ماشین ها را نگه می داره تا بچه ها باز هم بی خطر از خیابان رد شوند.

در بعد از ظهر پتر موشه مواظبه که بچه ها توی خیابان که ماشین ها رد می شوند، بازی

نکنند و می گه: شماها می توانید توی زمین بازی، بازی کنید.

 

وقتی توپ فوتبال توی خیابان غلت می خوره و می ره، پتر موشه آن را دوباره نگهش

می داره.

پتر موشه همه جا کمک می کنه. در این جا او به یک زرافه چیزی می ده تا بخوره.

آن زرافه به باغ وحش برده می شه و هنوز برای صبح چیزی نخورده.

 

یک روزی، پتر موشه می بینه که چطور یک پسر بچه دم یک میوه فروشی سیبی را

یواشکی برمی داره، بدون اینکه پولش را بده.

 

پتر موشه می گه: هی، چه سیب خوبی داری. قیمتش چنده؟

پسر بچه به هوا خیره می شه و می گه: یک مارک و یک فنیگ.

 

پتر موشه می گه: ارزونه، اما خیلی خطرناکه و نباید بخوریش.

پسر بچه می پرسه: چطور مگه؟

پتر موشه می گه: خوب گوش کن! وقتی که سیب را خوردی، بعدش شاید آشغالش را توی

پیاده رو بیندازی، و بعد شاید ماری فیله با یک کیک بزرگ بیاید. ماری باید امروز برود

پیش آقای سِورین که صد ساله می شه.

 

ماری شاید روی آشغال سیب سُر بخوره و روی نشیمنگاهش بیفته و کیک بزرگ شاید مثل

یک کمان بزرگ به هوا برود.

آن بالا شاید همان موقع چندتا لک لک در حال پرواز باشند. آنها به افریقا می روند، برای

اینکه سردشان است و چون خامه ها به بال هایشان می خوره، دیگر نمی توانند پرواز کنند

و به زمین می افتند.

 

آنها شاید توی کارگاه نیکولاس میمونه نقاش بیفتند. همه ظرف های رنگ بر می گردند،

همه دور و بر رنگ پاشیده می شه، و لک لک ها قرمز و زرد و سبز و سیاه و آبی

می شوند.

پتر موشه می گه: حالا می بینی، چه می تواند اتفاق بیفته، وقتی که سیب را بخوری.

 

پسر بچه می گه: نمی خواهیم سیب را به آقای کونتسه برگردانیم؟

پتر موشه می گه: بله، البته.

آقای کونتسه جلوی دکانش ایستاده. او از پسر بچه می پرسه: چی داری؟

پسر بچه می گه: یکی از سیب های تو را برداشتم که پولش را ندادم.

آقای کونتسه می گه: خیلی ممنون. می خواهید شما دو تا سیبی بخورید؟

 

پسر بچه می گه: آره، آخ جون!

پتر موشه می گه: بله، با کمال میل!

 

نشانه ها:

 

نویسنده: یورگن کِلوین

برگرداننده: علی دهناد

 

دانستنی:

 

معنی واژه:

 

مارک: واحد پول کشور آلمان قبل از یورو

فنیگ: واحد قدیم پول کشور آلمان که برابر 100/1 مارک بود

 

برگرفته از:

نوشتار:  Peter Maus

نوشته: یورگن کلوین

پخش از: انتشارات کارلسن

زمان پخش: 1972 میلادی

:زمینه نوشته پیوسته