پوران

(فرحدخت عباس طاقانی)

Pouran

(Farahdokht Abbass Taqani)

زندگینامه:

فرحدخت عباسی طاقانی  در سال 1312 در تهران متولد شد.  وی

خواهرزاده عزت روحبخش – آوازخوان اواخر دهه 20 و اوایل دهه

30 هجری خورشیدی – بود که به وسیله او جذب آوازخوانی شد.

 

 

پوران پس از اینکه تحصیلات متوسطه را در دبیرستان اسدی تهران به

اتمام رساند، وارد هنرستان عالی موسیقی شد و از شاگردان عباس

شاپوری –آهنگساز – گردید و

در سال 1330 کار آوازخوانی را با نام بانوی ناشناس آغاز کرد و در سال

1331 وارد رادیو ایران شد.

پوران با قدی به اندازه 168 سانتی متر، در این سال ها لاغر و سفیدرو بود

و از مشخصات او خال بالای لبش بود.

پوران پس از ازدواجش با عباس شاپوری که ترانه ساز بسیاری از

ترانه هایش بود، با نام بانو شاپوری شناخته شد و به فعالیت هنری خود

ادامه پرداخت.

عباس شاپوری در باره دوره زندگی و همکاری اش با پوران چنین گفته

است:

من كلاً، مدت هفت سال با مشارالیه همكارى هنرى داشتم، هفت سال از

دوره‏ ى جوانى كه براى هركس مى ‏تواند از شكوفاترین سنین عمر آن شخص

به حساب آید، ولى همكارى بنده و ایشان با دیگران فرق عمده ‏اى دارد كه در

اینجا به طور اجمال مجبور به تذكار آن مى ‏باشم؛ ایشان كار خوانندگى را از

پشت میز مدرسه با بنده شروع و تا قبل از آغاز كار در رادیو، به اشتهار

كامل رسیدند و در ظرف این مدت تقریباً به طور كلى فقط با اجراى

ترانه‏ هاى بنده به شهرت كافى رسیدند ولى دیگران با استفاده از سبك

ایشان فرق همكارى بنده با دیگران مى ‏باشد، منتها چاكر چون از این هفت

سال همكارى، داراى خاطرات ناخوشآیندى مى ‏باشم، بیش از این در مورد

ایشان اظهار عقیده نمى‏ كنم. اما در مورد میزان استعداد و فراگیرى ایشان،

باید بگویم تا كسى در فراگیرى هر كار هنرى، داراى مایه و استعداد نباشد،

مسلماً در آن رشته موفقیتى به دست نخواهد آورد.

پوران پس از جدایی از عباس شاپوری نام هنری پوران را برای خود

برگزید. پوران  پس از زمانی توانست وارد برنامه گلها شود، ولی

فعالیت های او بیشتر ترانه خوانی بود. او  در سال 1339 وارد کار

سینما شد  و در چندین فیلم بازی کرد.

پوران بعدها با حبیب روشن زاده – مفسر ورزشی –  ازدواج کرد و همچنان با نام پوران

فعالیت های هنری خود را ادامه داد. حاصل ازدواج او با روشن زاده، دو فرزند به

نام های امید و آرزو بود.   

پوران در دهه 30 هجری خورشیدی، یکی از نامی ترین آوازخوانان ایران بود و برای

یک دهه کامل و شاید هم بیشتر، یکی از بی رقیب ترین آوازخوانان ایران به شیوه خود

بود وتوانست شهرت خود را تا اواسط دهه 50 همچنان حفظ کند.

پوران از سازها به ویولون و پیانو علاقه داشت و از نوازندگان عباس شاپوری، مهدی

خالدی و جواد معروفی، از آوازخوانان بنان را گرامی می داشت.

وی سینما رفتن را دوست می داشت و از خوردن چلوکباب، مغز و بورش لذت می برد.

 

آنها که دستی توانا در ترانه سرائی و آهنگسازی داشتند و دارند، هرکجا از

خاطرات خود گفته و نوشته اند، وقتی به پوران رسیده اند، بدون لحظه ای

تردید از استعداد کم نظیر او  برای اجرای تصنیف و ترانه، گوش تیز او

برای گرفتن سیلاب های ترانه و  آهنگ و آشنائی کامل او به ضربآهنگ ها

یاد کرده اند. ریتم را خوب می شناخت و استادانه نیز مراعات می کرد.

او پس از انقلاب اسلامی، همچون بسیاری از آوازخوانان از ایران خارج شد.

در اوایل سال های 60 به بیماری سرطان مبتلا شد . هنگامی که بیماری به

اوج خود رسیده بود، به ایران بازگشت و در سال 1369 هجری خورشیدی

درگذشت و در امامزاده طاهر  کرج به خاک سپرده شد.

 

ترانه ها:

آتش نشانی (همراه با ویگن) از تو گذشتم از من تو بگذر (همراه با

ایرج)  اسب سفید (همراه با ویگن) اشکم دونه دونه اگه می شه

برگرد – امروز و فردا – ایوالله (همراه با منوچهر سخایی) –

تک درخت – چشمه – حالیته – دست نزن – دستی نگیرد دست من –  دیده

چون روی تو ندیده (همراه با عارف)  – راستی چه زود می گذره – زندگی آی

زندگی – شب بخیر (همراه با منوچهر سخایی)  شب می آی (همراه با

منوچهر سخایی) – شکوفه ها – شب می شه صبح می شه – عاشقی بد دردیه

– فرار از سرنوشت – کمتر زن شانه (همراه با ویگن) – کیجا (همراه با

ویگن) – کیه کیه در می زنه – گل اومد بهار اومد – گلی جان – گیسو

طلا (همراه با ویگن)  – مرا یاد و تو را فراموش (همراه با ویگن) – ملا

ممد جان – می گردم دور دنیا –  نشناخته – نیلوفر – واه چه بلایی ای دل

– ویرون بشی ای دل – همسایه (همراه با ویگن) – همصدا یارم شو

(همراه با عارف)

فیلمنگاری:

آسمون جُل – آقای قرن بیستم – اشک ها وخنده ها – اول هیکل ـ  بیقرار –

حاتم طایی – دنیای پول – ستارگان می درخشند ـ طلای سفید – طوفان بر

فراز پاترا – عمو نوروز ـ گدایان تهران – گرگ های گرسنه ـ لاله آتشین

دانستنی:

از پوران ترانه های بسیاری باقی مانده است، اما حیف است اگر از

ترانه ای – زندگی آی زندگی – یاد نشود که می گویند پوران تا آخرین

دورانی که هنوز می توانست زمزمه کند، هرگاه می شد و می خواست آن

را با نفسی که بیرون می آمد و کوتاه بود زمزمه می کرد .

از این اجرا، می گویند ضبطی وجود دارد که پوران دیگر نفس خواندن بلند

آن را ندارد، اما چنان مسلط آن را می خواند که به گله ای آهنگین می ماند.

 

:زمینه نوشته پیوسته

زمینه نوشته پیوسته دیگر: