مکتب اسکندریه

School of Alexandria

مکتب اسکندریه چگونه بوده است؟

بطوری که دانسته شده، آغاز حکمت و دانش غرب در سده های ششم، پنجم و چهارم

پیش از میلاد از یونان بوده است. در سراسر این دوران دنیای متمدن – آن زمان – به

جز یونان، یعنی مصر و آسیای غربی در دست امپراتوری هخامنشیان ایران بوده است.

اما چون نوشتاری از آن دوره و آن سرزمین ها باقی نمانده و تنها آگاهی های به دست

آمده نوشتارهای یونانی است، از این رو، چیزی از دانش و حکمت آنها دانسته نشده و

بطور کلی همین اندازه دانسته شده که در این سرزمین ها هم اهل دانش و مردمان دارای

نظریه بوده اند و یونانی هم از آنها بهره می بردند. اما چه کسانی بوده و چه رأی / نظری

داشته اند، دانسته نشده و تنها باید به گمان، قیاس، نشانه ها و فرمانها بسنده کرد. تنها

نام بزرگی از مردم ایران باستان بر سر زبان ها مانده زرتشت است که بانی کیش و آیین

آن دوره بوده است.

پس از سده ی چهارم پیش از میلاد مسیح، یعنی پس از ارسطو و شاگردانش و نیز

همدوره های آنان، شهر آتن بلکه تمام یونان از دید دانش و حکمت از رونق افتاد و از

آن پس دارندگان دانش و هنر – هر چند باز بیشتر یونانی بودند – بیشتر در اسکندریه

– مصر – گرد می آمدند و جلوه گری می کردند. زیرا که پیروان بطلمیوس – که یکی از

سرداران اسکندر مقدونی و بانی دولتشان بوده – در پایتخت خود، یعنی اسکندریه به

گردآوری و تشویق اهل کمال کوشش کردند. ابزار پژوهش های علمی را از کتابخانه، باغ

گیاهان و جانوران، رصدخانه و دیگر ابزار از هر جهت برای آنها فراهم و مکان علمی را

گرم کردند.

در سده های سوم و دوم پیش از میلاد دانشکده اسکندریه رونق تمام داشت و پس از آن

هم تا سال های نخستین سده ی چهارم میلادی برقرار بود.

دانشمندان نامی این مکتب، چه آنها که در اسکندریه بودند و چه شماری که در دیگر

سرزمین ها می زیستند، با یونانیان پیشین یک فرق بزرگ داشتند و آن این است که در

یونان بیشتر دانش پژوهان گردآورنده ی همهی دانش ها و فن ها بودند و کوشش خود

را تنها در یک رشته ی مخصوص صرف نمی کردند. به بیان دیگر، حکیم / فیلسوف

بودند و در دانش ها نظر به کلیّات داشتند. در واقع ارسطو که از آخرین فیلسوفان

پیشین بوده است، نخستین کسی بوده است که دانش ها و فن ها را از هم جدا کرده

است. اما خود او نیز گردآورنده دانش ها و فن ها بوده و نه متخصص آنها، در حالیکه

دانشمندان جدید این دوره بیشتر متخصص بوده اند و در رشته های خاص کوشش

می کردند و آنها را پیشرفت و گسترش دادند. نتیجه ی کارها و کوشش های آنان بوده

است که بعدها دانش پروران اسلامی گردآوری کردند و زمینه ی پژوهش و گفتگو قرار

دادند و پیشرفت دادند و در نوشتارهای خود آوردند. سپس هنگامی که مردم اروپا به

دانش و شناخت توجه کردند، از آن نوشتارها بهره ی کافی بردند.

برگرفته از:

 

نوشتار: سیر حکمت در اروپا (جلد 1)

نوشته: محمد علی فروغی

زمینه نوشته پیوسته پیشین:

زمینه نوشته پیوسته پسین: