پلی بر رودخانه ی درینا

The Bridge on the Drina

:در باره ی نوشتار

 

 پلی بر رودخانه ی درینا نام نوشتاری از ایوُ آندریچ است که در سال 1945 میلادی

.پخش گردیده است

 

:دانستنی

 .این نوشتار را رضا براهنی به پارسی برگردانده است –

:در برگردان پارسی این نوشتار در باره ی آن چنین آمده است –

این تاریخ یک پل نیست، سرگذشت انسان هایی است که چهار قرن با این پل

زیسته اند. بیان روحیه ی مردم ساده ای است که در چهارگوشه ی افق بار

.سنگین تاریخ را به دوش می کشند، با ماجراهایی که برایشان می رود

و نیز دیان باگدانویچ که دانشجوی یوگسلاوی (سابق) در دانشگاه تهران بوده و

در رشته ی ادبیات تحصیل می کرده است، مقدمه زیر را در سال 1962 میلادی

:برای آن نوشته است

ملل کوچک نسبت به مللی که ادب و فرهنگ خود را به یکی از چند زبان بزرگ

.دنیا عرضه می دارند، راهی سخت در پیش دارند

پلی بر رودخانه ی درینا شانزده سال پیش – 1945 میلادی – به زبان یوگسلاوی

انتشار یافت، ولی در ماه نوامبر 1961 میلادی / آذر 1340 هجری خورشیدی

.بود که برنده ی جایزه نوبل را نصیب نویسنده ی خود / ایوُ آندریچ کرد

،حوادث این رُمان با آنکه در محیط تاریخی و جغرافیایی معین رخ می دهد

معذالک دارای جنبه ای جهانی و عمومی است. این جنبه یکی از مختصات ادبیات

جدید ملل یوگسلاو است و می توان گفت که دقیقاً همین جنبه ی عمومی و جهانی

ادبیات یوگسلاو است که باعث شده ترجمه ی آثار نویسندگان این کشور به تازگی

در زبان های مختلف دنیا افزایش یابد. در این سه، چهار سال اخیر، داستان بلند

پلی بر رودخانه ی درینا به زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی و

غیره ترجمه شد. یکی از بهترین ترجمه ها – اگر نخواهیم بطور مطلق صفت

بهترین را بر آن بگذاریم – ترجمه ی انگلیسی آن است که به وسیله ی آقای

لووت ادواردز صورت گرفته و از روی همین ترجمه است که آقای دکتر رضا

براهنی آن را به اتفاق دو مترجم دیگر – خانم نسترن جامعی و آقای سیروس

.طاهباز – به فارسی برگردانده اند

.تاکنون از ادبیات ملل یوگسلاو آثار انگشت شماری به زبان فارسی درآمده است

پیش از جنگ جهانی دوم، آقای شجاع الدّین شفا از متن فرانسوی یک داستان از

.ووله تیچ – نویسنده ی صرب – ترجمه کرده است

آقای یدالله رؤیایی – شاعر ایرانی – نیز دو قطعه شعر از آثار دوشان ماتیچ را

ضمن معرفی شعر شاعر مزبور در روزنامه ی آژنگ جمعه – شماره 15

.اردیبهشت 1340) به شعر فارسی درآورده است

در کتاب هفته یک داستان از برانیسلاو نوشیچ تخت عنوان فیل در پرونده و

.داستانی از ملادن اولیاچا به نام پسر منتشر شده است

مجله ی سخن در شماره 19 دوره 12 داستان هیزمی از ایوُ آندریچ را به

.ترجمه ی آقای سید رضا حسینی و نگارنده ی این سطور نشر داده است

،به قول مورخین اروپایی، کشور صربستان در قرون وسطی پل بین شرق و غرب

و سرزمینی بود که می بایست تمدن شرق و غرب در آن جا اختلاط پیدا کنند و

فرزند برومندی از این ترکیب عالی تمدن ها به جامعه ی انسانی تقدیم دارد. ولی

با کمال تأسف سیر و تحوّل تمدن صربی و مقدونی با هجوم ترک های عثمانی

.منقطع شد

در تاریخ هنر اروپا، آثار باقیمانده ی این دوره حلقه ی اتصال دهنده و ناگزیر بین

.هنر و تمدن بیزانس و سال های نخستین رنسانس ایتالیا است

در نیمه ی دوم سده ی چهاردهم میلادی و در نبرد کوزوو، دولت صربستان از

امپراتوری عثمانی شکست خورد و منقرض گردید و در طول سده ی پانزدهم

میلادی، ترک ها کم کم بر کشورهای دیگر بالکان و امپراتوری اتریش و

.باقیمانده ی سرزمین یوگسلاوی مسلط شدند

اتفاقاً اساس یکی از رمان های آندریچ را وقایع تراوُنیک که انعکاس فتح

دوبروُنیک به فرانسویان ناپلئونی و تأثیر آن در اوضاع پاشانشین عثمانی در

بوسنی است، تشکیل می دهد. بعد از این مقدمه ، چون ما ماجرای رمان پلی

بر رودخانه ی درینا در بوسنی اتفاق می افتد، جا دارد که مختصات تاریخ

،بوسنی را تا انقراض آن به دست ترک های عثمانی در سال 1463 میلادی

.کمی بیشتر مورد توجه قرار دهیم

از تنوع آثار باستانی بوسنی می توان پی برد که تاریخ این سرزمین تا چه

.اندازه  پُر از دگرگونی ها بوده است

به سختی می توان تاریخ بوسنی را از تاریخ هرزگوین جدا کرد، در بعضی از

ادوار تاریخ، اسلاوهای جنوبی – یوگسلاوی – این دو ایالت تاریخ مشترک

.دارند و در بعضی از ادوار جدا و مستقل هستند

در سده ی دوازدهم میلادی، بوسنی که بین کراوسی –  زیر تسلط مجارستان

بود –  و صربستان، مستقل واقع شده بود کوشیده بود تا در داخل خود، دو ملت

.بزرگ اسلاوهای جنوبی – صرب ها و کراوت ها – را یکی کند

مسیحیت در آغاز خود، به سرزمین های اسلاوهای جنوبی گام نهاد و همه ی

ملت های اسلاو مسیحی شدند. اما عده ای پیروی کلیسای کاتولیک رُم، و

عده ای فرمانبردار کلیسای ارتدکس قسطنطنیه. این دو قطب مرکز مسیحیت

جهانی کوشش می کردند که نفوذ خود را در بالکان هر چه بیشتر توسعه دهند

و تمام امور و شئون  زندگی ملل ساکن بالکان را زیر کنترل و نفوذ خود

درآوردند. از آن تضاد منافع و از این جنگ بین قدرت های حاکم چیزی جز

.صدمه و زیان نصیب ملت های اسلاو نمی شد

در بوسنی، ابتدا مردم عامه و سپس اعیان و اشراف، و بالاخره دولت پیرو یک

دین نوی شدند که بوگومولیسم نامیده می شود. چون این جدید، نه در مقابل

کلیسای کاتولیک رُم زانو به زمین می زد، و نه به کلیسای ارتدکس قسطنطنیه

وقعی می نهاد، کلیسای رُم و ارتدکس با توسل به زور مردم را وادار به رد دین

.خود مجبور کرد. قبول این دین سطحی و در اثر فشار انجام گرفته بود

بوگومولی های مظلوم برای خلاصی از ظلم و تعدّی کلیسای رُم به دامن

ترک های عثمانی پناه بردند. ولی خیلی زود متوجه شدند که از این سو نیز

.سودی نبرده اند و تغییر قابل ملاحظه ای روی نداده است

در طول 400 سال فرمانروایی ترک های عثمانی، بوسنی و صربستان هر یک

.به صورت یک ایالت پاشا نشین این امپراتوری اداره می شدند

در سال های نخستین سده ی نوزدهم، صرب ها بر ضد تسلط ترک های عثمانی

قیام کردند. نخستین قیام در سال 1804 میلادی، با رهبری قره جرجه انجام

گرفت. قره به بان ترکی معنی سیاه را می دهد و آن به این مناسبت بود که

.ترک ها از جرجه وحشت داشتند و او را قره جرجه می نامیدند

این قیام و همچنین قیام رومانی که در سال 1815 میلادی، با رهبری میلوش

اوبرنوویچ  انجام گرفت، روی اهالی مسلمان این سرزمین ها اثر عمیقی باقی

گذاشت که در داستان پلی بر رودخانه ی درینا خیلی خوب توصیف شده است

این دو شورش، دولت های بزرگ را وادار کرد که از دولت عثمانی بخواهند تا

.به مردم صربستان، خودمختاری و استقلال بدهد

،از این درخواست، دولت اتریش نیز پشتیبانی کرد. پس از کنگره ی برلین

حکومت اتریش – مجارستان، بوسنی را اشغال کرد و در سال 1908 نیز

.رسماً این سرزمین را به خود ملحق ساخت

در پایان جنگ جهانی اول که به حکومت اتریش – مجارستان در بوسنی پایان

داده شد، ماجرای داستان پلی بر رودخانه ی درینا نیز پایان می پذیرد. از جسد

متلاشی شده ی امپراتوری اتریش – مجارستان، چند کشور مستقل زاده شدند و

،مبارزه ها و رؤیاهای استقلال طلبانه ی این ملت ها به حقیقت پیوست. بوسنی

کرواسی و اسلوونی همدوش برادران دیگر خود که از سال 1868 از قید

امپراتوری عثمانی نجات یافته بودند، حکومت های خودمختار و مستقل تشکیل

دادند. اسلاوهای جنوبی نیز در سال 1918 برای نخستین بار، بری خود دولت

.واحدی تشکیل داده بودند

،پس ازجنگ جهانی دوم، همه ی این ملت ها، یعنی صرب ها، کروات ها / اسلون

مونته نگرویی ها و مقدونی ها، جمهوری فدراتیو یوگسلاوی را که از شش

جمهوری تشکیل یافته، به وجود آوردند.

در داستان پلی بر رودخانه ی دریا، اهالی ویشه گراد به سه دسته ی مذهبی

.تقسیم می شوند: مسیحیان، یهودیان و مسلمانان

گاهی به این سه دسته ی بزرگ، اسم های دیگری نیز در کتاب داده می شود و

برای مثال گاهی بجای صربی، واژه ی مسیحی و گاهی بجای مسلمان، ترک به

.کار می رود

در اینجا، آندریچ از افکار معمول در میان عوام استفاده کرده است، زیرا باید خاطر

نشان کرد که همه ی مسلمانان مقیم بوسنی و هرزه گوین ترک نبودند، بلکه اینها

.از نژاد اسلاو بودند که بعدها خودشان اسلام را پذیرفتند

گرچه بعضی خانواده های مسلمان نیز از نژاد ترک بودند و در طول سده ها به

.بوسنی  و هرزگوین کوچ کرده و در آن جا مستقر شده بودند

در یوگسلاوی دسته ای از مردم  ترک نژاد نیز زندگی می کنند. این دسته از

ترک ها در بوسنی ساکن نیستند، بلکه در جمهوری ملی مقدونیه استقرار یافته اند

و هنوز هم به زبان ترکی تکلم می کنند و از قبیله ی قدیمی یوروک هستند که در

دوران حکومت دولت عثمانی از ترکیه مهاجرت کرده و آن جا را مسکن خود

.ساختند

مسلمانان بوسنی مثل مسلمانان هرزگوین و سنجاک، اسلاو نژاد هستند و در

زبانشان شماری واژه های عربی، ترکی و پارسی دیده می شود، ولی ساکنان این

دو ایالت زبان و سنت ها و رسم های اسلاوهای پیش از هجوم ترک را حفظ

.کرده اند

در تاریخ شاهدهایی وجود دارند که نشان می دهند، مسلمانان بوسنی در گذشته

.فداکاری های وطن پرستانه کرده اند

در یوگسلاوی بین مردم ضرب المثلی هست که تعصب های مذهبی را مردود

.می کند. یوگسلاوها می گویند: برادر با هر مذهب که باشد، عزیز است

آندریچ در بعضی از بخش های داستان خواسته است، آنچه را بر زبان راند که

در عمل به عنوان ضرب المثل و فرهنگ توده در دل مردم جای دارد. مانند

اینکه هنگام بروز حادثه های ناگوار مثل سیل، مسلمان و مسیحی و یهودی

دست به دست هم داده و برای جبران خسارت ها و صدمه ها با دل و جان

.می کوشند

بطوری که از گفته ی نویسندگان و مورخین برمی آید، دولت عثمانی در طی چهار

قرن حکومت خود در صربستان سعی داشته که تمام آثار ادبی و مظاهر تمدن

صربی را در این سامان از بین ببرد تا مردم آن را از گذشته سر افتخار و تاریخ

غنی شان بی خبر بگذارد. و نگارنده ی این سطور، بی آنکه در باره ی تاریخ این

دوره شخصاً صاحب نظر باشد، با اتکاء به نظرهای پیشینه نویسان و نویسندگان

مزبور اینطور استنباط می کند که مردم صربستان از 1459 به بعد، سرداران و

بزرگان خود را از دست داد – زیرا آنها که از میان حادثه ها و کشتارها مصون

ماندند، به نقاط مختلف جهان رفتند و از آن پس بیسوادی محض در طول سده ها

بر زندگی مردم حکمفرما بود و اگر نشانی از ادبیات باقی بود، در دیرهایی بود

.که تازه رهبانان آن، خود بیسواد بودند

صربی ها دوران وحشتناکی را می گذرانیدند. مالیات های سنگینی که بر گرده های

نحیف ساکنان دهات تحمیل می شد، آخرین رمق حیات آنها را می گرفت. یکی از

این مالیات ها، مالیات خون بود. به این معنی که فرزندان مسیحی را از کودکی به

استانبول می بردند و آنها را تربیت عثمانی می دادند. نام این سپاه یانیچاری یا

.یکی چاری بود به معنای سپاه تازه

در داستان پلی بر رودخانه ی درینا، این نوع مالیات بخوبی نقاشی شده است. خود

محمد پاشا سوکولو که یکی از اشخاص داستان است – و اوست که برای نخستین

بار، نقشه ی ساختن پل درینا را در سر پروراند – یکی از همین تازه مسیحیان بود

که از والدینش گرفته و به استانبول برده شد و به دین و زندگی آن جا بزرگ شد.

.این سپاه در سال 1826 توسط سلطان محمود (دوم) منحل گردید

صربی ها که در طی این سال ها امکان آن را نداشتند تا ادبیات و هنر خود را ادامه

دهند، ناچار قریحه و طبع خود را بر آن می گذاشتند که شعرهای حماسی ملی و

داستان های محلی خود را حفظ و روایت کنند. بدینگونه که شعرها و داستان های

کهن صربی از یک راوی به راوی دیگر، سینه به سینه می گشت. از زبان

زخمی ها و آسیب دیدگان جنگ که آنها را به خاطر داشتند و از زبان پیران و

،ده نشینان به نسل های بعد منتقل گردید و به این ترتیب در طی این چهار سده

.ادبیات اسلاوهای جنوبی در حقیقت شفاهی بود

،در اول داستان پلی بر رودخانه ی درینا می خوانیم که جوان مونته نگرویی

چگونه با ساز مخصوص خود – گوسله – شعرهای ملی صربستان را مخفیانه

و آنچنان می خواند که گویی می خواهد خون تازه ای در رگ های فرسوده ی

.آنان بجوش آورد

تأثیر حماسه ها و فرهنگ عامه ی صربوکرواتی وسیع و عمیق است و هنوز

عده ی زیادی از نویسنگان امروز یوگسلاوی نمی توانند از زیر این تأثیر کاملاً

برکنار بمانند. بهترین شاهکار نویسندگان، آنهایی است که از ریشه های ژرف

فرهنگ مردم و افسانه های حماسی قهرمانی آنها آب می خورد و بی جهت نیست

.که دمناگ – نویسنده ی فرانسوی – آندریچ را داستانسرای حماسی خوانده است

یکی از کسانی که خدمت بزرگی انجام داده و توانسته این واژه ها و اصطلاحات

را جمع آوری کند، ووک استفانوویچ کاراجیچ است که با علاقه ی عجیبی شعرهای

حماسی و ادبیات عامه را گرد آورد و با اتکا آن توانست برای رسمی کردن زبان

.مردم صرب مبارزه کند و از نفوذ زبان های خارجی جلوگیری کند

از آنجا که نام ووک استفانوویچ کاراجیچ در تاریخ ادبیات یوگسلاوی به عنوان

یکی از بزرگترین خدمتگزاران واقعی این کشور ثبت گردیده است، بد نیست که

.اشاره ای کوتاه به زندگی و خدمات او در اینجا کنیم

ووک استفانوویچ کاراجیچ در قیام نخست صرب ها بر علیه عثمانی ها در ابتدای

سده ی پانزدهم میلادی زخمی شد. او پس از لنگ شدن در جنگ، توانست با

همان باروتی که شورشیان صرب علیه ترک ها به کار می بردند، مرکب بسازد

و نوشتن یاد بگیرد. پس از شکست صرب ها، او به وین پناه برد. چوپان پیش

.از قیام، بزودی نویسنده ی صرب و یکی از عنصرهای تمدن اسلاو شد

در وین، پس از آشنایی با نویسنده  اسلاوینی – کوپیتار – و با کمک و تشویق او

توانست مجموعه ای از شعرهای ملی صربی را به چاپ برساند و نخستین دستور

زبان صربی را که در سینه های مردم بیسواد به صورت دست نخورده و سالم

خود باقی مانده بود، تدوین کند. مقام های کلیسایی، ابتدا از انتشار این کتاب ها

که با خط اصلاح شده چاپ گردیده بود، جلوگیری می کردند و خواندن آنها را

.تکفیر می کردند

ووک استفانوویچ کاراجیچ هر چند وقت یکبار، به وطن خود برمی گشت تا

تحقیقات خود را در مورد واژه های صربی و شعرهای ملی کامل تر کند و بالاخره

در سال 1824 میلادی، ثمره ی کوشش های دراز خود را در چند جلد به چاپ

رسانید و با چاپ این سلسله انتشارات او است که ملتی شاعر پیدا شد، شاعر

.گمنامی که صدای هزارگانه دارد، ملت صرب

انتشار این شعرها در اروپای عاشقانه ی آن زمان، تحسین و ستایش همه ی 

صاحبنظران را برمی انگیزد. گوته – شاعر آلمانی – پس از انتشار مجموعه ی

فشعرهای ملی صربی که به دست ووک استفانوویچ کاراجیچ جمع آوری شده بود

طی مقاله هایی که به عنوان شعرهای صربی به چاپ رساند، ادبیات این ملت را

،می ستاید. گوته همان طور که در شناساندن شعر فارسی در اروپا مؤثر افتاد

اصولاً به ترجمه و انتشار ادبیات ملت های دیگر در اروپا علاقمندی به خرج

می داد و با پشتیبانی او و عده ای از ادیبان دیگر بود که شعرهای ملی

صربی – که در واقع صربوکرواتی است – تا سال 1830 در سراسر اروپا

.شناخته شد

ژول مول، همان مترجم پُرآوازه ی شاهنامه فردوسی، ضمن ستایش شعرهای ملی

صربی، نکته های مشترک بسیاری بین بعضی از داستان های پهلوانی شاهنامه و

شعرهای ملی صربوکرواتی دیده است که به نوبه ی خود جالب توجه است و بیان

.آن نیاز مطالعه ای مفصل و جداگانه است

افزون بر شعرهای حماسی، شعرهای غنایی این سرزمین نیز توانست توجه خارجیان

را بخود جلب کند، بخصوص قطعه شعر غنایی همسر حسن آقا، شعری است که

دویست سال پیش به دست آبه فورتیس – کشیش ایتالیایی – به زبان ایتالیایی

ترجمه شد و گوته آن را با ستایشی فراوان به آلمانی ترجمه کرد و بعدها به دست

.والتر اسکات – نویسنده ی انگلیسی – به زبان انگلیسی برگرداند

 

:معنی واژه ها –

 

،بوگومولیسم: بوگومولیسم که ریشه ی ایرانی دارد و از نظرهای مانی الهام گرفته

برای نخستین بار به وسیله ی ارمنی هایی که در سده دهم میلادی به دستور

.فرمانروایان بیزانس از ارمنستان به جنوب بلغارستان منتقل شدند، شکل گرفت

پس از آنکه بوگومیل ها از بلغارستان و صربستان رانده شدند، به بوسنی رفتند و

.در آن جا سر و صورتی به دین خود داده و رواج بسیاری به آن بخشیدند